Machine transcription
(۱۲۱)
مجر به رونق افروز کابل شرارت تقایل شد اعلیحضرت خاقانی پیوسته در ملاحظه لشکر
کابل ونظم ونسق ملك ورعیت مشغول بوده باصاحبان بلند شان آنچنان شیوة سلوك
وموافقت را مسلوك میداشتند و رضاجوئی آنها را مد نظر دوستی منظر می انگاشتند
که در میان سرمویی نمی گنجید میرزا حیدر علیخان لشکر نویس شاه شجاع که بتجویز
ونفر کلانل کلاد مارتین وید صاحب بهادر از جانب شاه شجاع بخدمت صاحبان بلند
شان بر سبیل وکالت ورازداری تخصیص وآمد وشد فیمابین داشت سخن بنوعی فیما بین
ادا مینمود که جانبین رضامند بودند و خیال رنجیدگی و مغایرت گاهی بپیرامون خاطر
هيچيك از دولتین نمیگردید چونکه فرصت بینی وعقب ماندن خوانین قندهار از محاربه
غزنین و سستی نمودن حاجی خان کا کر در مقدمه گرفتاری دوست محمد خان متمكن
متیقن خاطر حضرت خاقانی وصاحبان بهادر بود لهذا حسب الحکم سلطانی حاجی خان
کاکر و حاجی دوست محمد خان اسحاق زائی از خوانین قندهار که منشاء فساد بودند
ونائب امير وملا رشید بارکزائی و آقا حسین فارسی را که معتمد الدوله دوست محمد خان
بودند با چند نفر دیگر از خوانین کابل محبوس نمودند چنانچه حاجی دوست محمد خان
اسحاق زائی بواسطه عارضه لاحقه که داشت در دارالحبس از حبس این زندان فانی نجات
یافته بعالم جاودانی رحلت نمود و حاجی خان کا کر را از قید نجات دادند و اعلیحضرت
خاقانی در رفاهیت و غرورسی رعایا و آسودگی و جمعیت سپاه میکوشیدند و بقدر دولت و رویه
بنابر تخفيف بدمات از مالیات برعایا معاف نیز فرمودند و بخوانین غلام خانه نامرد بی بهانه
نهایت مهربانی و پرورش داشتند چنانکه در تحت امیر اصلانخان جوانشیر که معروف
ابخان شیرین است هفتصد سوار مقرر فرمودند که در وقت ضرورت خدمت يك سوار هم
ازو بعمل نیامد و بدیگر طوایف نیز علی هذا القیاس چون بندگان شهزاده محمد تیمور
باتفاق كلونيل کلاد مارتین وید صاحب بهادر از جانب پنجاب در پشاور واز آنجا بغلبه
و مردانگی از خیبر گذشته وارد کابل شدند ملا عبد الشکور خان نام که در مدت سی
سال در لودیانه مختار کار شاه شجاع ووكيل بحضور صاحبان والا دستگاه بودند ودر
نزد صاحبان مستحسن الوصف وكثير الحوصله ودر سرکار سلطانی مقرب و معتمد الدوله
بود همر کاب شهزاده موصوف نیز در کابل رسید بمجرد ورود از حضور شاه بخلعت نائب
الحكومه کابل سرافراز شد خان مذکور با وجود آنکه مبتلای امراض لا دوا بود مگر
شب و روز بصلاح امور خلق الله میکوشید رعایای ژرمت که در ادای مال دیوانی سر میکشیدند
وبر فاقت غلجائی نواحی ملك خود که در حین نزول موکب خاقانی بجبه سای عتبه علیه
نگردیده بودند بلکه از کنار و گوشه هنوز شعار راهزنی مینمودند کپتان | ترم صاحب
بهادر مع چیزی فوج و توپخانه بنابر انهدام قلعه جات آنها مقرر شد و خوانین قندهار که
بمراجعت قندهار شرف ارنخاس حاصل کرده بودند نیز با صاحب بهادر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
