Machine transcription
(٦٠)
هم سایه دیوارهای بلند کاخ در آب های رودخانه می افتد.
كوشك سلطنتی همان طور كه دروازه یا دروازههائی رخ بطرف
دشت لكان داشت مدخل یا مدخلهائی بطرف بستر رودخانه هم
داشت و معمولاً همیشه یك دسته كشتیهای مخصوص قصر در امتداد
سواحل لنگرانداز بود. وجود كشتی كنار سواحل هیرمند
اختصاص به كوشك سلطنتی نداشت بلكه كشتیهای كرائی،
و تجارتی برای حمل و نقل و سیر و گردش در كرانه سواحل متصل
شهر بست بیشتر دیده میشد چنانچه مركبان آب كه فرخی سیستانی
پالهنگ هر یكی را پیچیده بر كوه گران دیده است
همین كشتیهائی بود كه در مقابل شهر بست ومتصل كوشك
سلطنتی لشكرگاه در كرانههای هیرمند لنگر انداز بود
وریسمانهای آنها در برجهای مستحكمی بسته بود كهدر
نگاه شاعر سیستانی چون(كوه گران) استوار و پایدار مینمود.
كشتیهائی كه برای سیر و گردش و تفرج برای بزرگان
و اعیان و شخص سلطان اختصاص مییافت البته ظریفتر و قشنگتر
بود و با قالیها و شراءهای و دوشكچهها فرش و مزین میشد
چنانچه دیدیم در میان ده كشتی كه برای عبور سلطان مسعود
و ندیمان و خدم و حواشی او آوردند یك كشتی كلانتر را برای
شخص سلطان و دو نفر ندیمان او بیاراستند و بهر علتی كه بود اتفاقاً
حین بازگشت به قصر سلطنتی همین كشتی سوراخ شده آب داخل
زورق شد و نزدیك بود كه مسعود غرق شود و بالاخره به كمك
همراهان كه در كشتیهای دیگر بودند نجات یافت.
بهرحال به اساس اسناد و مدارك تاریخی هویدا است كه
رودخانه هیرمند از حوالی گرشك تا هامون قابل كشتی رانی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
