Machine transcription
(٥١)
وقریحت توانای وی ازبیان هیج چیزی عاجز نبود در ستایش آن
کاخ با شکوه از گفتار باز می ماند و در مقابل آن بزرگی و عظمت
خضوع خویش را بخا موشی ادا میکرد ١٠ ابیات پایان از چکامه
ایست که در ثنای محمود وستایش لشکر گاه سروده، من گفته های
نفیس وی را بشما فرستادم اگر لازم میدانید برمقاله خویش ذیل
نمائید واحترامات مرا بپذیرید
بفر قصر توشد خوب همچو عقد بدر
هوای بست ول هیرمند و دشت لکان
اگر بد یدی نعمان سرای فرخ تو
ره سدیر و خورنق نکو فتی نعمان
ببويش اندر عطار هندوان عاجز
بر نگش اندر نقاش چینیان حیران
یکی نگاشته رنگی که بی تکلف رنگ
شود ز دیدن او دیده ها نگار ستان
فروغ او بشب تیره نور روز سفید
هوای او بزمستان برنگ تابستان
به پشت ماهی پایش ببرج ماهی سر
زهی باصل وسربر جهانش برسر طان
بهار طبع و لیکن بدوبهار خريف
ارم نهاد وليكن بدور از مخلفان
ز محکمی پی بنیاد او به پنچ زمین
زبر تری خم ایوان اوخم کیوان
و رازرواق گشادش نظر کنی سوی آب
همه قو ای جسد بینی وغذای روان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
