Machine transcription
(۱۲۱)
مشغول مطالعه خط مشی سیاسی خویش با سلجوقی ها میباشد و روز
دیگر میخواهد ببیند به چه رنگ و شرطی با خاقان ترکستانی
ماوراء النهر پیش آید. گاهی عذر نامه و التماس پسر کاکو
توسط بومهل حمدوی عمید عراق میرسد و سپاهان را به مقاطعه
می طلبند و گاهی خبر داود تر کمان می آید که از راه غور
و سیاه کوه قصد غزنین دارد و روزی نیست که بریدی از هرات
و بادغیس و غرجستان و از سایر ایالات کشور پهنا ور نرسد .
فعالیت های سیاسی و اداری و اتخاذ تصمیمات در باره بسیار
مسایل مهم طوری فوری و عاجل گرفته میشود که سلطان مریض
چند روزی استراحت نمیتواند و برسم اجبار بار میدهد و با اولیای
دولت مشغول کار میشود ب واقع کشور بزرگی دستگاه اداری
بزرگ و فعالی میخواست و این دستگاه با تمام چرخ های زود
گرد و فعال خود بدور سلطان غزنوی در لشکرگاه جمع بود. غزنوی ها
بر خاك های وسیعی سلطنت داشتند که از قنوج تا سپاهان و از
ماوراء النهر تا اوقیانوس دامنه آن منبسط بود. افغانستان قلب این
امپراطوری بود و طوریکه استاد ابو الفضل میگوید در نظر غزنویان
(اصل غزنیست و انگاه خراسان و دیگر همه فرعست همین
جاها ئی را که فرع تصور میکردند یعنی آنطرف های آمو
آنطرف های دشت لوط دایم موجبات نگرانی آنها را فراهم
میکرد بخصوص سلجوقیان و تر کمانان در حدود ماوراء النهر
و خوارزم و طوریکه از روی گذار شات فعالیت های سیاسی
در لشکر گاه معلوم میشود سلطان قصداً گاه گاه از غزنه
به بست می آمد تا ازین پست حساس به اغوا هائی که از شمال
و غرب بعمل می آمد توجه کند و دسا تیر لازمه صادر فرماید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
