Machine transcription
«٧٠»
هرگاه شاهزاده مذکور بسر کوه رفته دید که سواران چپاول قلیل است حیف دانسته هماندم
همه خوانین مذکور از کوه فرود آمده بمقابله سواران مذکور پرداختند چنانچه سواران
مذکور در هم برهم شدند شاهزاده مذکور بفراهمی اسباب و سامان خود پرداخته
آماده گردید که در این اثنا سردار شیر دل خان همه لشکر
در مقابله شاهزاده و خوانین مذکور رسیده آتش جنگ شعله ور گردیده
لشکر شاهزاده مذکور باز روی در فرار نهادند و شاهزاده معه خوانین پای پیاده برسر کوه
افتادن و خیزان میرفت هرگاه شاهزاده و خوانین ولشکرش بر بالای کوه رفتند بمتانت کوه
باز اتفاق مقابله و مجادله افتاده تا مدت دو پاس خوب جنگ تفنگ زنی مابین طرفین واقع
شده و سردار هم نتوانست که برسر کوه حمله کند آخر خوانین شاهزاده مذکور بعداتمام
باروت و گوله های عاجز آمده بزبان افغانیه خود بسردار موصوف مخاطب شدند که
ای سردار !
روی خدا بین مایان هم درانی و سبال و عزیز شما میباشیم از تقصیر خدا العال مایان
گریخته ایم در حال بشما صلاح ندارد و پس مایان بیائید واپس بروید، ازما و شما باین
کار کلان پرده میباشد سردار موصوف چون دید که شاهزاده و خوانین مذکور بسیار
عاجز شده اند و درعجز کشاده التجای مینمایند و زور من هم بکوه نمیرسد لاچار بمدنظر
التجای آنان تعاقب شاهزاده مذکور گذاشته و از جنگ دست بردار گردید. آنچه که
خیام و فروش و اسبان و غیره اسباب شاهزاده ممدوح و لشکرش در منزل باقی افتاده بود
همه را لشکر سردار موصوف بحیز یغمای آورده واپس داخل سبزوار شدند و چند روز
در آنجا اقامت گرفتند و عجب تر قصه آنکه سواران لشکر که در این چپاول همرکاب
سردار ممدوح بودند بعضی ازان ها با تفاق سردار موصوف چنگ جنگ را در نوای
می آوردند و برخی چنگ یغمای نموده اسباب و سامان شاهزاده موصوف چنگ
تصرف خود می آوردند و نوازندگان چنگ جنگ را در انوقت چیزی از یغمای شاهزاده چنگ
نیامده و دیگران که چنگ یغمای مینواختند چنگ خود را ازحنای یغمای خوب رنگین ساختند
هرگاه سردار موصوف بعد نواختن چنگ رزم شاهزاده ممدوح بزم افروز منزل سبزوار گردیده
همانوقت چنگ حکم خود را در نوای آورده که هرکه ازسیاه متعینه چپاول غنیمت شاهزاده
در چنگ خود آورده است همه را در سر کار ما حاضر نمایند که بموجب قسمت بهر کس
سپاه متعینه چپاول عطائی خواهد شد چون سپاهیان باستماع این نوای چنگ حکم سردار
موصوف غنیمت را از چنگ تصرف خود بیرون دادن محال دانسته مستعد و آماده نواختن
چنگ جنگ شدند هرگاه سردار موصوف از غمه دمساز کناری سپاه آگاه گردید
از روی تجویر عاقلانه آنچه که اسبان خوب و خاصه از یغمای شاهزاده مذکور بچنگ
سپاه آمده بودند همه بوعده عطای قیمت از چنگ آنها بیرون آروده در اصطبل خاص
بستانیدند مابقی را در چنگ سپاه واگذاشته و کسانی که غنیمت شاهزاده بچنگ خود
نیاورده بودند آنها را از چنگ نوال وجود خود خوش دل ساخت بعده از منزل سبزوار
چنگ تحرک در نوای آورده روانه قلعه فراه گردیده در این اثنا خبر بقندهار رسید
که غازیعمه سمندر خان چند روز بنواختن چنگ جنگ و محاصره قندهار پرداخته وجهه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
