Machine transcription
«۶۷»
زنان در تعاقبش چون سایه افتادند بخیال اینکه سردار موصوف هزیمت خورده میرود چون
لشکر کوهی و هرات از دیوار های باغات بیرون آمدند و بمیدان صاف رسیدند همآنوقت سردار
شیردل خان از روی جلادت و شیر دلی بعقباء وعدله یکبارگی جلو اسپان برداشته خود ها را
بر لشکر کوهی مذکور رسانیدند و بسیاری های از لشکر کوهی زیر تیغ بی دریغ کشیدند .
و در حین مقابله لشکر کوهی فقط از شنیدن آواز مهیب بزن بزن جوانان لشکر سردار ممدوح
اسلحهٔ حیات از تن خود دور انداخته جامه بوش یاده بیهوشی می شد ند جوانان مذکور دست
بریش دراز آنها انداخته بر زمین میزدند و سرهای می بریدند و لشکر پناه گنان کوهی
ملك الموت را بچشم خود دیده بجوانان مذکور بکمال عجز و زاری میگفتند که برای خدا
ما را نکشید که مسلمانان اهل سنت و جماعت میباشیم افغانان بزبان افغانی با آنها مخاطب
میشدند «سناسی و ژل پر ما لوی ثواب لری» افغانان همین می گفتند که کشتن شما برای ما بسیار
ثواب دارد و سر آنان را بی رحمانه می بریدند و فتراک اسپان خود می بستند تا آنکه لشکر
کوهی و هرات شکست فاحش خورده لشکر سردار موصوف مظفر و منصور گردیده سر های
لشکر کوهی بر تخت صفر آورده پیش سردار پردل خان می گذاشتند و از خدمت جنگ محمود
گردیده بزبان افغانیه بسردار صاحبان اظهار خدمتگذاری و جانفشانه و مردانگی خودها را
کرده تقاضای افزودن تنخواه میکردند. سردار صاحبان می خندیدند و آفرین آفرین بجوانان
می گفتند و هر يك را بفراخور مردانگی و شجاعت بانعام لایقه و خلاع فاخره سرفراز و خوشوقت
می نمودند. بعد ساعتی هنوز غبار جنگ از فلک فیروزه رنگ برطرفی نشده بود که امرای
هرات بجمعیت سوار و پیاده اند رون قلعهٔ هرات بر آمده بنواختن طبل جنگ بر داختند
سردار شیردل خان با وجود ماند گی و هلاکت جنگ سابق با هم عنان تابی را عار
دانسته عنان اسپ همت خود را بمقابله سپاه نصرت پناه جانب لشکر
هرات گردانید و در میدان جنگ ترددات دلیرانه و حملات بهادرانه بسیار نمود تا آنکه
امرای هرات پیاده وار در ششدر هزیمت مات گردیده فرار اختیار نموده داخل اندرون
قلعهٔ هرات شدند و دوباره سرشورش وعناد از گریبان فساد بیرون نکشیدند در این اثنا
مبارز آفتاب عالمتاب ترددات نور و ضیا نموده منزل انداز مغرب زمین و وثاقان (۱) انجم
در چهار سوق لیل قایم کردند سردار صاحبان از بس ترددات جنگ از میدان و قاعان
تاب گردیده برمنزل تخت صفر مستقر وصیح از آنجا کوچ نموده در چمن از هرات که
بفاصلهٔ سه کروه دارد رونق افزای شدند و با خوانین خودها هريك عالیجاهان عبدالله خان
اچکزئی و نایب ملا مومن خان غلزئی ورمضان خان هوتکی وحاجی خان کاکړی شمع
افروز بزم خلوت گردیده بیان نمودند که صمد خان کوهی چنین تردد عسکری باخته
وصالو خان نیز برای گرفتن لشکر میمنه و اور گنج رفته است هرگاه سالوخان باجتماع
قشونات به آن لب دریای آمده و از این طرف لشکر قلعهٔ هرات خواهد شد پس درمیان
دوالشکر گرفتار خواهیم شد در آن وقت جان کشیدن از این دو عساکر بسیار مشکل
آن است که از دریای عبور نموده در منکان میبرد اود منزل انداز شویم اگر از آن طرف
(۱) وثاق بمعنی غلام ساده رو و کنیز و این لفظ ترکی است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
