Machine transcription
مستحکم مابین خواهد بود و تا ابد مرهون احسان سردار صاحبان خواهم بود بعدانجام این
هر دو مطلب ما هم بجمعیت لشکر آمده حاضر رکاب سردار صاحبان خواهیم
شد و بفضل الهی گشایش قفل ابواب قلعه هرات موقوف بيك اشاره دستقبال يد تدبیر
من است چرا که امرای هرات بدون ما دیگر جای استمداد ندارند اینقدر خویشتن
داری که در قلعه مذکور نموده اند محض بامید استمداد و كمك من است
انشاء الله تعالى بشرط رسيدن مفاتيح ابواب قلعه مذکور بدست من خواهد افتاد و فتح قلعه
مذکور بی جنگ و جدال نصیب سردار صاحبان خواهد شد چون سردار صاحبان از چنین نوشته
کوهی مذکور مطلع شدند فریفته سخنان تزویر بنیان او گردیده ما بین خود شمع خلوت را
روشن کردد و شعله این سخن را بیان نمودند که مردم این سرزمین نهایت دغا باز که در تلبیس
ابلیس لعین را هم درس میدهند مبادا کدام دام حیله و ری در رهگذر مدعای ما بیان انداخته
طایر وجود مایان را صید سر پنجه مدعای خود نمایند و درین باب فکر مفصل و تدبير بواصل
باید نمود که فردا دست تغابن و حسرت ندائيم ولب افسوس بدندان ندامت نخائیم. سردار صاحبان
هنوز راه این مدعای را بپای اندیشه و تدبیر می پیمودند که در این ضمن خبر رسید که دلجان
محمد خان کوهی التمك خانه ملك بنياد بينك هزاره در تحت تصرف خود آورده به تخریب
بنیاد هزاره مذکور پرداخت بنیاد بینگ هزاره که در نزد سردار صاحبان واقعه هرات بود
بمجرد شنیدن این خبر وحشت اثر بنیاد هوش و حواس خود را از دست انداخته و خلف خود را بمعه
عمله قدر قلیل در خدمت سردار صاحبان گذاشته خود بجمعیت موجوده از خدمت
سردار صاحبان مرخص و روانه ملك مألوفه خود شده سرداران ممدوح بعد رفتن
بنیاد بینگ هزاره پاس بنیاد لتم اساس ناموس و سرداری خود ملحوظ نداشته بموجب نوشته
کوهی مذکور کوه الوند بدنامی را بر سر خود برداشته از روی مصلحت وقت خلف بنیاد
بینگ هزاره را در بنده نظربندی انداختند بعد از آن سردار عنبر پیشه شجاعت و دلاوری
سردار شیر دل خان بجمعیت یکنیم هزار لشکر جرار خوش اسپان زره پوش شمشیرزن
نیزه باز بجهت ملاقات کوهی مذکور روانه مشهد خورد ریزه گردیده همرگاه سردار
موصوف سرخوش باده ملاقات کوهی مذکور شده مشاراليه مقدم سردار ممدوح از جمله
مددگاری بخت وطالع قوی خود دانسته انواع انواع مراسم مهمانداری و تعارف بجا
آورده لیکن از خبث باطن تخم اندیشه باطله در زمین خیال خاطر خود کاشته اراده داشت
که در حین شمع افروزی مجلس ضیافت برخوان یکرنگی بلقمه نیرنگی گرفتار و مبتلا
نماید. ليكن يكنفر تو پچی باشی که سابق با سردار ممدوح معرفت داشت بلکه ملازمی
سردار موصوف هم نموده بود سردار مذکور را از عین اراده باطله کوهی مذکور مطلع
و با خبر نموده بود سردار موصوف با طلاع اینمعنی از روی شیر دلی مستعد و آماده
گردیده سپاه خود را مسلح و مکمل نموده دست بشمشیر نشستند. چون کوهی مذکور این
حالت را معاینه نمود دانست که سردار صاحب معزی الیه از قباله تفنگ اراده مابونی برده
است. بعده دست کوته فکری خود در آستین عافیت اندیشی باز کشیده در تمهید دفع
اندیشه سردار موصوف گردید. بهر قسم سردار مذکور را در مجلس ضیافت خود آورده
مابین خودها عهد و پیمان نمودند و تیالوخان را بنز پیامبردار صاحبان آشتی داده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
