Machine transcription
قلب وسردار کهندل خان در صف آخرین ترتیب گرفته رخ نهاد قلعة فراه و در عرض راه
تمامی اربابان و کد خدایان قلعة مذکور بجهت استقبال سردار صاحبان آمده مشرف
سلام شدند وسر اطاعت و فرمان برداری بر رکاب نصرت ماب انقیاد سردار صاحبان
گذاشتند و بخلع فاخره سرفرازی یافتند سردار صاحبان بیرون قلعة فراه
خیام گلفگون مضرب ساخته فروکش گردیدند و عالیجاه میرزا ابوالقاسم خان را باندرون
قلعه مامور نمودند و در شهر قلعه فراه منادی امن و آمان گردانیدند و به استمالت و دلابای
رعیت پرداختند . بعد از چند روز قلم تحصیل مالیت جاری نمودند و فتح نامجات احتوای
معاودت شاهزاده کامران بجانب هرات و فراری شدن شاهزاده سلطان علی از قلعة فراه
و تسخیر نمودن قلعة مذکور بمتصون رنگینی جانب کابل بخدمت امیردوست محمد خان
و قندهار وشکار پور و غیره رقمزده كلك جواهر سلك منشیان بلاغت ترجمان گردیده
و چند روز بانتظام مهام مالی وملکی آن سر زمین پرداخته بعده در مجلس مشورت
قانون عزیمت هرات ، بین خودها می نواختند و این خوان در مطبخ خیال می پختند اراده
سردار کهندل خان و پردل خان همین بود که قلعة فراه را در تحت تصرف حکم خود
آورده و رعایای قلعة مذکور مطیع فرمان خود ساخته و حاکم از طرف خودها در قلعة
مذکور مقرر نموده و چند نفر از روسای طریق برهمان گرفته بتعویست پخته نموده و معاودت
فرمای قندهار شویم که قلعه هرات در استواری چون سد سکندر بست باین مشت لشکر
تسخیر آن بسیار دشوار و ناممکن است سردار شیردل خان که بشیر دلی خود مغرور بود
هرگز این سخنان برادران و امیران خود بگوش اصغا نیا ورده چنگ مدعای خود را
دربزم برادران در نوای آورده این نغمه سرائید که اینچنین وقت غنیمت بدست نخواهد آمد
شاهزاده کامران با الفعل از تخت سلطنه هرات آواره و انشاء الله تعالی زود صید سرپنجه
اقتدار مایان خواهد شد و تا هرات در تعاقبش رفته انتقام اشرف الوزراء و زیر فتح خان از او
خواهم گرفت دشمن هر وقت که دست دهد در دفع آن فرصت و تاخیر نباید کرد تا آنکه
تمامی سرداران طوعاً و كرها رضا جوی سردار شیردل خان مقدم دانسته و حاکم خود را
در قلعه فراه گذاشته عزیمت فرمای جانب هرات شدند .
در بیان کشته شدن مهولی خان در قلعه هرات از دست شاهزاده جهانگیر
و یاغی شدن امرای هرات و کشیدن شاهزاده مذکور را از هرات و جلوس
دادن حاجی فیروز الدین شاه را بر تخت و باز عزل شاه مذکور ونصب
شاه محمود شاه واگذاشتن شاهزاده کامران را در قلعه هرات
شید بر قلم شیرین رقم در میدان این مدعای چنین ترك تاز بیان مینماید که در سنة صدر
مرکباه شاهزاده کامران قلعة هرات را تفویض شاهزاده جهانگیر خلف خود و وکیل خان
و مهولی خان پیش خدمت خود نموده بعزم تسخیر قندهار رونق افزای قلعه فراه گردیده
در این اثنا مابین وکیل خان و مهولی خان آتش عناد شعله ور گردیده چنانچه شاهزاده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
