Machine transcription
معذور پهلو تھی میکردند و درجواب استمالت نامه های عرایض خودرا بعبارات مرغوب
بعرض سانیده بخوش دلی سردار ممدوح میپرداختند و گماشتگان معتبر و هو شیار بجهة
خدمتگذاری سردار معظم اليه مامور نمودند تاهنگامیکه سردار موصوف معة حشم
از شکارپور براه کچی تشریف فرمای خراسان وبسبب قلت آب دسته دسته اشکر جداگانه
از دشت بدشواری گذشتند با این هم بسیاری از مردم لشکر و اسپان ضایع شدند و زمام
نظامت ملک شکار پور سردار ممدوح به ایحاء سردار شیر بیشه جلادت و شجاعت سردار
شیردل خان مفوض نموده از جانب او عالیجاه رفیع جایگاه عدالت دستگاه نایب ملا
مومن خان غلنزائی به نیابت عهده نظامت شکار پور مامور گردید. هرچند قصاید جوان
مردی و علو همتی و عدالت گستری نایب ممدوح از مدح شعرای فصیح اللسان و بلخ البیان برفتن
كريم الاخلاق كثير الاشفاق رعيت پرور، عدالت گستر منبع سخاوت، مظهر شجاعت بوده
در عین جلوس حکومت شکارپور نایب مذکور مردم بلوچان قطاع الطريقان شقاوت نشان
در تاخت و تاراج رعایای ومردم مترددين الی دروازه شکارپور صرفه نمیکردند. نایب ممدوح
از روی غیرت ایمانی و شجاعت مردانگی باوجود یکه ماه صوم و ایام گرم که ماهی در میجر دریای
میسوخت و روزه در دهن داشت با اینهم به تجمعه خود در تعقیب کاران افتاده و چون باز بلند پرواز
خود را بر سر بد کاران رسانیده اینجان بد کاران صید سر پنجه اقتدار خود مینمود. بعضی از مفسدان
رهزنانرا در انجا مقتول ساخته سرهای آنها را بریده و برخی را زنده اسیر نموده می آورد. چنان قانون
سیاست و حکمرانی در نوای آورده بود که دوباره زمزمه زدبرد بدکاران گوشزد هر خاص
وعام نمیگردید وشاهد امن و امان هم آغوش خلق الله رعا پای گردید. مترددین شوارع
بی دغدغه خاطر جمع آمدورفت شهر بشهری قریه بقريه می نمودند تا مدت هفت هشت ماه
نایب معظم اليه جرعه نوش باده حکومت شکار پور بوده از روی عدالت و انصاف برطبق
مضمون كريمة ( ان الله يأ مر بالعدل و يحكم بين الناس بالحق ) عمل نموده با نتظام
مجموعة اموران خلق الله رعایای شکارپور میپرداخت که هر کس وضيع وشريف از حسن
عدالت و انصاف ورعيت پروری نایب ممدوح ممنون وشکر گذار بودند بعداز آن سردار
بلند اقتدار سردار رحمدل خان از قندهار بنا بر حکومت شکار پور تشریف فرمای گردیدند و نایب
ممدوح درد آشام قدح عزل شده متوجه خراسان و در حین روانگی این نوازنده قانون
سخنوری را نیز تکلیف رفتن جانب خراسان نموده لیکن در آن اوقات بسبب عدم رخصت
والدين كه رضا جوئی اوشان سعادت دوجهانی و خوشنودی یزدانی است اتفاق رفتن
خاکسار نیفتاد بعد از چند ماه بموجب طلب نایب موصوف وحصول رضا مندی والدین روانه
خراسان گردیدم هر چند بندگان سردار رحمدل خان بجهة ملازمی و توقف در شکار پور
با خاکسار بسیار فرمود لیکن عالیحضرت رفیع منزلت میرزا عطامحمدخان قندهاری که
بلباس رنگین بلاغت وسخنوری و بحلیه فصاحت ونکته پروری آراسته و پیراسته بود با تفاق
سردار ممدوح برعهده میرزائی مامور بود روزی بخاکسار انشای مطلب خود را به صحیفه
بیان نگارش داد که امروز ارباب حکومت و کامرانی اکثر تنگ چشم و دست داد
و دهش در آستین انصاف کشیده دارند هر گاه توقف شما درشکارپور گردید. پس کار
روزگار من چندان رواج نخواهد گرفت و این زحمت مسافرت خرامان و اخراجات که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
