Machine transcription
مذکور باین همه محاکمات و مدارجات روانه کابل گردد سرکار اشرف بدریافت این
خبر فقرات نویس تشویش و حیرانی گردید و هوش اندیشات بر حصار وجودش استیلاء آورده
و از بس تشویش چون سیماب بیقرار شده - جانب امیران سنده نگارش نمود که اگر چه
صورت خوب وزشت و تمثال نيك وبد خود را هر کس در آئینه مدعای خود خوب میبیند
لیکن بسبب فرستادن وکیل پیش سردار محمد عظیم خان سرکار اشرف را عظیم تعجب
دست داد که با وجودیکه مثل سرکار پادشاه نامدار در بها و و قرب و جوار نشسته
فرستادن وکیل پیش محمد عظیم خان و طلبیدن او ازچه مصلحت و ازچه اراده در میزان
عقل سنجیده اند هرگاه کدام مخالف اطرافی در نواختن قانون مخالفت آن عالیجاهان
سر کشیده باشد بفضل الهی و اقبال عزومال گوشمالی آن مخالف نوایان ساز ناسازگاری
بيك اشاره گوشمالی انگشت تدابیر سرکار اشرف بعمل خواهد آمد و ازین قسم چندی
نواهای بلند ناموسی و عاقبت اندیشی از فنون قلم خوش رقم در مجلس فهمایش امیران
سنده در نوای آورده - لیکن در گوش سماعت نیاوردند سوالی دیگر جوابی دیگر مینوشتند
که ما هوا خواهان خلاصه خیر اندیش سرکار اشرف میباشیم رفتن وکیل مایان جانب
خراسان از روی مصلحت بعضی مطالب ضروریست اولا وکلای صاحبان انگلیسی بها در
در حیدر آباد آمده اند و عجب نغمات ناساز از قانون مدعای خود می نوازند که ممکن آن
نا ممکن است از روی نگاه دور اندیش و مصلحت وقت سردار محمد عظیم خان را از
خراسان طلبیده ایم که تا براهالی انگلستان نيك معلوم شود که امیران سنده و اولیای
خراسان باهم يك اتفاق دارند و دیگر اینکه بارنگ سرکار اشرف بر گردن ما
هواخواهان است انشاء الله تعالی بسعی و سرفروشی ما هواخوهان معشوقة دولت و سلطنة
هم آغوش اولیای دولت گردد تخمین سرخ روئی و بلند ناموسی ما اخلاص کیشان است
دیگر هيچيك خيال ما هوا خواهان نیست و نخواهد بود سرکار اشرف از بدمنی با انکل
خاطر مبارك مطمئن فرماید عهدی که بسته ایم بسته همان عهد و پیمان میباشم با وصف این
همه عرایض معروضه امیران سنده صورت اطمینان در مرآت خیال سرکار اشرف جلوه
نمای نگردیده بلکه یقین دانسته که طلبا نیدن محمد عظیم خان محض برای کشیدن سرکار
اشرف خواهد بود دم بدم مثل قلم دریمه چاه - مداد اندیشه غوطه خورده فقرات
حیرانی مینوشت و از گلشن خیال گوناگون گلهای رنگارنگ می چید و در بحر این
اندیشه هرچند بزور بازوی شعور دانائی شناوری میکرد لیکن از کنار مدعای خود نشانی
نمی یافت و حیران این ماجرای بود خون جگر میخورد و دم نمیزد و از آمدن سردار
محمد عظیم خان در عظیم قلزم اندیشه افتاده و منتظر تماشای این شطرنج بازی روزگار
گردید .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
