Machine transcription
« ٤٠ »
میرفتند شاه همان وقت بعالیجاه نیکوخان خواجه حکم داد که در میان عورات رفته ملاحظه نمایند
که کدام دختری باکره جمیله لایق هم آغوشی سرکار باشد زود با خبر سازند خواجه
مذکور چون در میان عورات رفته های وهوی وفریاد وفغان از قانون وجود زنان خاست
آخرو دختری عالیجاه جمعه خان که نامزد شده بود دید چه دختری بلکه اختر آسمان خوبی
بود بیت ۔ دل آرامی که در وقت کمالش ۔ خجل کسب کردی از جمالش ۔ سر پر حسن برازیبا
نگاری پر اورنگ رعونت گلعذاری ۔ سرکار اشرف چون چنین تعریف حسن دختر شنید
در ساعت زمام شتران کجاره های حکما بدست خواجه مذکور داده کشان کشان آورده
داخل اندرون شهر شکار پور نمودند و عالیجا هان مولا دادخان ومدد خان وخیر الله خان
فوفلزائی را به پیشگاه اشرف بار احضار داده بابت تزویج دختر مذکور فرمایش نمود
کجاوه ها را حواله عالیجا هان مذکور نموده هر چند عالیجا هان مذکور بسبب نامزدی
دختر مذکور بحضور اولیای دولت فریاد وفغان نمودند لیکن مؤثر نگردید بعد از چند
روز تیرکمان را به خانه دختری فرستاده به موجب رسم و آئین شاهانه تزویج نموده
در دولت خانه خود آورده بازور بازوی قوت کمان مباشرت را کشیده تیر اندازی
باومی نمود ...... فی الجمله بسبب اینچنین ظلم ها و نظر بند نمودن ساهوکاران را و زور بردن
دختران باکره از خانه های مردم در شهر شکار پور تفرقه واقع شده و رعایای غریای
شکار پور بمعاینه این رفتار های ظالم فرعونی چون دود نیل در تلاطم اضطرار و پریشانی
آمدند وعرایض مشعر برظلم اولیای دولت بحضور میرصاحبان سنده عرض نمودند و استمداد
موسوی از ید بیضا وعصای عدالت و غور رسی خواستند میر صاحبان سنده معذور یافت
چنین رفتارهای ظلم و تعدی شاه بعالیجاه نواب ولی محمد خان مشیر مدبر امیران حیدر آباد
وعالیجاه حمزه خان تالپر از طرف امیران خیرپور جهت رستگاری ساهوکاران و باز
داشتن از امورات شنیعه مامور خدمت اولیای دولت شدند و در حین انتظام سرکار اشرف
در خلوت مستان نوش آمیز نیش انگیز را بسمع اولیای دولت رسانیدند و چند روز ها بین
سرکار اشرف ووکلای امیران سنده معرکه آرائی این قیل وقال میر فت واین مسئله
مشکله رستگاری ساهو کاران حل می نگردید آخر رفته رفته از خزانة العلوم دانائی حل این
مسئله نمودند که مبلغ يك لك روپیه عوض دعوی جواهر کوه نور وبابت مال مقصود خان
وجمعه خان بار کزئی از ساهوکاران حصول نموده نهاید خزانه سرکار اشرف نمودند وموجب
نجات ورستگاری ساهوکاران شدند ومراسله از شاه بجانب خالصه مشبکه در باب حصول
مبلغ مذکور بابت کوه نور به ساهوکاران نویسانیده دادند بعد وصول مبلغان سرکار
اشرف ساهوان را بخلع فاخره سر افراز نموده به لاصای و استمالت آنان پرداخته رقم
استمالت از دفتر خانه عاطفت بنام ساهوکاران وغیره رعایای خاص وعام نگارش
دادند لیکن مار گزیده از ریسمان میتر سد ساهوکاران ورعایای شکار پور از
ظلم سرکار اشرف همیشه در هراس وجهت رفتن شاه از شکارپور امین امین میخواندند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
