BrowseNavā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī → page 53

Page 53

Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī · pages 1–251


Page image — the source of record

Scanned page 53 of Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī

Machine transcription

۴۸ خیر میساخت و صلاح صواب میطلبید تا مدت دو سال اولیای دولت در شکارپور شیرین کام شهد کامرانی بودند در این عرصه سامان جنگ از اثواب وتفنگ ها و جزائیل (۱) و ساروخها ، همه را صورت انتظام داده و جمع آوری لشکر سوار و پیاده بهمرسانیده در هفته دوبار قواعد پلاتن وشلك های اتواب وتفنگ های بیرون دروازه هزاری مقرر نموده بود هر گاه بوقت سحر صدای اتواب رعد نوای به آن لب دریای بنگوش هوش امیران سند، میرسیدند موج صفت در پیچ وتاب اضطرار و بیقراری آمده حباب وار حیران وسر گردان دریای بی کران تشویش وفکر میبودند و میگفتند که چنین پادشاه نامدار در قرب و جوار خود نشانده دیده و دانسته خود را در رنج و بلا انداخته و این نبذه غفلت و خطا کاری بدست خود بپاهای خود زدیم تا ببینیم که عاقبت کار کجا سر کند و در شطرنج بازی شاه چه رخ نماید وفیل این فساد دوهندوستان کدام غرائی پردازد و اسپ این فتنه تا کجا تازد وسواران و پیادگان شاه که جمع نموده است بوزیر کدام تدبیر از عرصه شکارپور کشیده شود که هنوز خود به دولت شاه در ششدر حیرانی روزگار خود مات است هروقت تدبیری صائب باید نمود که مات شاه از عساکر خراسان رخ نماید و وسعت این بد ناموسی در صورت عهد و پیمان مایان نه نشیند و عقلای گفته اند که سه چیز را کم نباید دانست اول مخاصمت اعدا اگر در ظاهرش بوقوع نیاید صد چندان از کمینش بوقوع خواهد رسید و دوم شراری که در نیم نفس عالم را بسوزاند سوم بیماریست که در اندکش اگر معالجه نکند رفته رفته تسلط یابد و معموره حیاتش زیروزبر - زد ، فی الجمله امیران سند . مقتضای نه یار رنجد و نه لعل بشکند بجهة كشيدن اولیای دولت خساره دولت و اخراجات بر خود هموار نموده رقم مدعای را در خصوص طلبیدن سردار محمد عظیم خان از خراسان معه حشم از دفتر خانه دانش خود بنام و کلای خود نگارش دادند و انتظام مجموعة دولت ر است خود را از دست ندادند . در بیان اطوار ظالمانه شاه در شکارپور و بعد فوت سعادت مند خان الکوزائی خانه او را غارت نمودن ومتاع گران مایه ازو بدست یغمای آوردن و بحال منسوبان آنها گوناگون عذاب دادن و فرس ظلم را در میدان شهوت پرستی مطلق العنان تاختن و غيره وقوعات شنیعه شحنه قلم که فقرات نویس خیروشر که عبارت از عدل وظلم است دردار گیر این ماجرای چنین آواز بیان میدهد که هرگاه سرکار اشرف چند مدت که از گلزار (۱) جزائیل - غالبا جزائر بوده و کاتب در ان سهو کرده خواهد بود زیرا جزائر يك نوع سلاح جنگ است که بندوق کلان گفته میشود . « خلیل »

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī, page 53. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1183/53 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1183/53
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record