BrowseNavā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī → page 34

Page 34

Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī · pages 1–251


Page image — the source of record

Scanned page 34 of Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī

Machine transcription

که جوانان زبده تفنگچه دریای جنگ بیگانگان بی اسلحه از هر دروازه هرات اندرون قلعه هرات رفته در کاروان سرای ها متوقف شوند و از بازار هرات از هر قسم اسلحه خریده مستعد و آماده باشند و در وقت کار آمده حاضر شوند بعد از سه روز اشرف الوزرا حسب طلب حاجی فیروز الدین شاه به جهة ضیافت خوری معه سه چهار صد عمله و فعله خود و برادران و امرا اندرون قلعه هرات رفته حاجی فیروز الدین شاه در باغ شالا مار که اندرون قلعه هرات است اساس ضیافت و مهمانداری برپای نموده فروش پشمینه و نگارنگ گسترانیده و شمع های کافوری روشن ساخته و چراغان بندی نموده و لولیان پری و شان خوش خوان که به يك ادای ناز و کرشمه و اشاره ابروی کمان و تیر مژگان غمزه هزار ها دل شوریدگان عالم نظاره را مجروح ساختی و به یقه های پردی ملبس بالباس های رنگین و مزین بزیورهای سنگین در آن مجلس خلد اساس حاضر آمده بودند ، هرگاه اشرف الوزرا داخل مجلس ضیافت گردید اولاً مجمعه های پر از کباب و شیشه های پر از شراب کهنه حاضر آوردند بعده قانون نای نوش بلند آواز گردیده و شمع محفل آرائی روشن شده و اطعمه گوناگون در خوان ها با پالاپوش های زربفت و کمخواب حاضر آوردند، بعد تناول غذای سازهای کمانچه و ستاد و چنگ و مردنگ و طبله و غیره دران مجلس در نوای آمدند و لولیان شیرین کار شهر آشوب در خواندن و رقصیدن آمدند: ع ـ چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را . اشرف الوزرا از معاینه این تماشا نهایت غنچه سنج مسرت و خرمی گردیده اولا مینای صهبای دم بدم بسرنگونی اقبال حاجی فیروز الدین شاه بلب زبرین قدح پغت می پرداخت و قدح دست بدست چون آسیای فلك در گردش بود که بزم نشینان از بس باده خوری بر فرش بیخبری و بیهوشی نقش قالین شدند که یکبارگی از مینای صهیر و زیر فلفل گیر گیر حاجی فیروز الدین شاه برآمده در حین بزم نشاط چنگ جنگ در نوای آمده عمله اشرف الوزرا که سابق در شهر هرات آماده نشسته بودند و منتظر این غمه بودند هرگاه ازین تفنگچنگ آگاه شدند باتفاق سردار دوست محمد خان جاوید خیز بر قلعه ارگ هرات گردیده در طرفة العین قلعه ارگ را گرفتند و در یکدم ساقی اجل می خوشگوار حیات چندین مبارزین بضرب شمشیر و تفنگ از شیشه زندگانی بخاک ممات ریخته و مبارز اراده حق در میدان چندین سرها را گوی فنا ساخته در آنوقت در شهر هرات شور و غوغای رستخیز برپای شده حاجی فیروز الدین شاه از نوای چنگ عیش در چنگ نیش وزیر مبتلا و از قهقه مینای عشرت سرنگون قدح حسرت و از تماشای لولیان گلرخان پری و شان عرق انفعال برجبین حال آورده چون شمع در سوز و گداز حیرانی و از آوازهای خوش سازسازهای آه اندوه و ملال از گوشه دل می کشید و از ادای نازنیاز بدرگاه ایزد بی نیاز نموده دست افسوس میمالید و لب حسرت بدندان میخائید و می سرائید : از ان غافل که ایام ستمگر نبودم واقف از تمهید ایام جهان را مقتضای حال اینست چه دارد با من دلخسته در سر که میسازد چنین صبح مرا شام که با کس کج چنان گاهی چنین است بدینقرار اسیری حاجی فیروز الدین شاه در سنه یکهزار و دوصد وسی و سه هجری مقدسه در هرات صورت وقوع گرفت.

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī, page 34. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1183/34 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1183/34
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record