Machine transcription
«۲۱۸»
بیحجاب میر صاحب را جای میداد که طعام خود را طلبا بیده یکجا باصاحبان اما ایشان نوش .... باده
صحبت رنگین یکدیگر گردیده سرخوش باده نشاط میشدند و اینچنین ..........
ما بین صاحبان انگریز و میرصاحب بهادر مستحکم ومربوط بود که از کشاکش هیچ
حوادث را منظم شدنی نبود بلکه دولت طرفین واحد بود با وصف این مه صورت انماد چگونه
شد که اینچنین امیر صاحب عنزو نمگین را به قول و فعل مد عیان نمک بحرامی که داستان دستان
طرازی آنها علیحده در این رساله مندرج است از رتبه و مرتبه عزت و ریاست انداخته
صورت این معنی در مرآت خاطر جهانیان هیب جلوه حیرت میدهد وتمثال این حقایق در آینۀ
خیال ضمیر عالم وعالمیان غریب چهره حیرت مینماید شیخ علی حسن در اول چه بود و چه رتبه
داشت واز کجای نظر میر صاحب بهادر بچه قدر و مرتبه رسیده که زمام اختیار تمام ملك
میر صاحب بهادر بدست اقتدار او بود و يك علیحده سر کار خود بنای کرده بود که وقت
داخل شدن مکان اوی شك اتواب سلامی میکنانید که صاحبان انگریز صدای توپ های او دانده
چپهاوی مگهر بگوش خود می شنیدند از آنجا که شیخ مذکور به غرور تنفس خطا کاری هوا
بلند پروازی در سر گرفته طریقۀ نمك بحرامی در پیش گرفت چنانچه بر طرفی او نیز موجب
صلاح ورفاقت سر کار صاحب انگریز بهادر صورت وقوع گرفته با وجود این همه حال هر گاه
میر صاحب ورق عهد نامه از کلام الله کشیده و دیگر ورق نوشته بمهایش داخل نموده بود پس ورق
اول چرا بدست شیخ مذکور میداد در ساعت اورا پاره پاره نموده گم میکرد و یا جای نگهمداشت
ورق مذکور پیش میر صاحب بهادر نبود ...... اعتبار مختار کاری
بشیخ مذکور میداد پس از میر عدم افشاء راز با شیخ مذکور طریقۀ سلوك میگرفت و
میر صاحب بهادر حاشااله در مراتب عقل و دانش افلاطون زمان و در مراسم فهم و حکت اقان دوران
پیش حکمت میر صاحب بهادر گرفتن ورق مصحف مام و عهد نامه از شیخ مذکور چه امر بود يك
اشاره ابروی ذهن مستقیم خود از ومگرفت اما میر صاحب بهادر این همه شان وشوکت و بملك ناموسی
افغان چگونه بمقام ایزی ورق کلام الله می نمود از این معنی در نظر حقایق شناسان معنی امتیاز
جلوۀ صدق میدهد این همه از فریب سازی و خدعه طرازی شیخ مذکور توان گفت از آنجا که
درخت نیکو کاری را با رسعادت در باروجفا کاری را مکافات در پی است اهل ادراك
و دانش خوب قیاس نماید که بعد این افترای نسبت به میر صاحب بهادر مدعیان کنا ذیان میر صاحب
بهادر کجا رفتند و در طرفة العین بر طرفی مد عیان میر صاحب بهادر از عهده .... گردیده
که تجربه هر خاص و عام شده که بیان آن عارجه، رقمبوزۀ كلك در سلك گردیده حق سبحانه
تعالی منتقم حقیقی است با وجودیکه که کرد و که یافت با وصف رو و خراب شدن و راه عدم گرفتن
مد عیان میر صاحب بهادر که عبرت افزای دیده جهان و جهانیان است چه نموشد که قول این چنین
مد عیان کنابیان از چه روی وجه داشت و کدام عدالت وانصاف در سر کار انگلیسه بهادر
صورت تصدیق گرفته که میر صاحب بهادر را از عهده ریاست بر طرف نمودند و ملکش را
با فترای مدعیرو کاذبین غصبید گرفتند مجای افسوس اگرچه این ملك و امير صاحب یمن تنها
نمی خورد مقسوم چندین هزار عالم بود و هم در مصارف حدماث سر کار انگریز نیز بکار می آورد پس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
