Machine transcription
«۲۱۰»
اهل روزگار در این امر تیره و پریشان و فکر جهانیان در این باب متحیر و سرگردان
لیکن میر صاحب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
از راه کمال دانش و نهایت بینش و فرزانگی به تیری بکار بردند
که میر احمد خان جد میر شیر محمد خان و دیگر سر خیلان لشکر که ببانی مبانی کار جنگ
و بانیان مقدمة الجيش حرب و قتال بودند آنها را بملطای نوازشات و امید ملاز مت
از میر شیر محمد خان جدا نموده در سلك ملازم من خود منسلك نموده هر گاه صورت این
واقعه بر مراث ضمیر شیر محمد خان انعکاس پذیرفته و این نوای نا موافق از قانون
سران لشکر بگوش شنید همی اوقت تاب مقاومت نیاورده از عین جنگ. . . . . . . . . . . . .
فراغت این مهم نبر رسیده که میر محمد علی خان فرصت یافته در ملك (. . .) غارت و تا راج انگرفته
و آتش شور و فساد برافروخته و آب شرارت نوشیده و چون باد مخالف رخواسته نزديك برد
که از باواء عام او در تمام سند فتنه، نوبر خیزد وصورت خلل خوابیده سر نو بیدار شود
و آدمان شیخ علی حسن مختار کار میر صاحب که در ملك (. . .) مامور بودند با نهامقاتله و مجادله
نمود ه از طرفین کشت و خون واقع گردید. که در این اثنای میر صاحب میر علی مرد خان بهادر
چون شهباز تیز پرواز در عرصه اندك ميانه حید طی نموده و خود را در آن سر زمین فتنه
آئین رسانیده با میر محمد علی خان سر گرم مقابله و مجادله گردیده از آنجا که از هر طرف که
میر صاحب بهادر عنان توسن غوشعرام منعطف میفرماید فتح نصرت در اسبه جبهه استقبالش
می آید میر محمد علی خان تاب مقاومت نیاورده فرار برقرار اختیار نموده متوجہ پان خود
برداشته عبور دریای شیاشب نموده رفته در مکان روچهان متواری هایاتفاق میر محمد حسن
خان خلف میر رستم خان توقف گرفت و دیگر دو نره والی محمد خان چاندیه که سر کرده دوازده
هزار لشکر با وجه قوم خود میباشد شاهمرده از استیلای صاحبان انگریز بهادر در مقام
متمردی بود و سر کار انگریز بهادر نیز از و خایف بود که مبادا سر از گریبان فساد
بر آورده متحرک سلسله شور و شر گردد جناب میر صاحب بهادر سر خود با جمعیت فوج در ملك چاند
که رسید چاندیه مذکور را پیش خود حاضر ساخته او را از اطاعت و فرمان برداری سر کار
انگریز بهادر بسیار فهمایش نمود لیکن کبل از کبلکل خود دست بردار نشده و کلکل
آن کمل بر طبیعت میر صاحب ممدوح ناگوار افتاده آخر از تردد اندلبرانه و حیلات بهادرانة
چاندیه مذکور گرفتار ساخته در خدمت اهالیان دولت انگلیسه بهادر طرف حیدرآباد
فرستاده که رفته حلقه اطاعت و انقیاد سر کار انگریز بهادر در گوش جان انداخته بعطای
خلعت سرفرازی یافته واپس همگان مالوفه خود آمده سکونت پذیر گردیده و سوای آن
هر کدام سران و سر کردگان بلوچان سند که سر بشورش می برداشتند میر صاحب بهادر
سرفته آنها را زیر حکم خود پایمال نموده نمی گذاشت که احدی از بلوچان مرتکب فساد
شوند والا بدماشان بلوچان یاجوج ماجوج طبيت ان اگر مطلق العنان می بودند سد سکندری
ممانعت وحکم نادری میر صاحب بهادر در راه آنها نمی بود چه فساد ها شی می کردند
لیکن میر صاحب بهادر برای روسای بلوچان سخت احکامات جاری داشت که زنهار صد زنهار
که اگر حرکت ناهنجار و رفتار بد کردار نسبت بسر کار انگریز بهادر نمودند در ساعت
بدار جهنم خواهند رفت بلوچان مذکور طاقت نفس کشیدن نداشتند و بهر حال نظر بر حکم
میر صاحب بهادر داشتند و علاوه آن بلوچان کوهستان که نهنگان دریای شرارت و پلنگان
صحرای غارت بودند چنانچه :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
