Machine transcription
«۲۰۰»
نمود چون این خبر با ادود متل دیوان مذکور در اکناف عالم منتشر گردید یمه عربك
از سپاهیان اطراف بامید ملارمی دیوان مذکور رجوع آوردند رفته رفته دوسه مزار فوج
شایسته سوار و پیاده نزد دیوان مذکور جمع آمده از آنجا که بسبب جمیعت لشکر دیوان
مذکور البته در چهاونی سكه دغدغه و رعب بسیار افتاد صاحبان انگرز بها در تیقظ
و خبر داری کلی می نمودند با یکه در عرض راه سگهر و شکار پورسپا میان چو کی تعین
شدند و دیوان مذکور در صورت جمیعت لشکر هوش و گوش بر صدور حکم شای وهو کلان خود
داشت و میگفت که در صورت حکم شای اگر امر جنگ با صاحبان انگرز صادر شده پس
تجویز نموده چهار یا صد نفر بلوچان وغیره جوانان آب باز شناور در پای مداخله بر مشکها
سوار نموده از راه دریای شباشب بر چهاونی سکهر فرستاده خواهد شد و خود من با ذراه خشکی
معیت جمیعت لشکر وا نو اپ روانه سکهر خواهم شد که از چهار طرف چها ونی را محاصره
نموده چنگ چنگ زار و نوای خواهیم آور د هر چه بادا باد و مردم فقر بین و علما عظام وقضات
اسلام را طلبانیده و خلعت های فاخره داده هر کس را می گفت که پیش امام اسلام شرند امروز
روز جهاد است از آنها که دیوان مذکور هنوز در بحر این اندیشههای و خیالات مالیخولیا
شناوری می نمود که در این اثنای خبر نکبت اثر هزیمت و گر فتاری امیران حیدر آباد
بسم گوش دیوان مذکور رسیده بمجرد دریافت این خبر وحشت اثر شادی مرکب شده در
دریای غم و الم متغرق گردیده لیکن در ظاهر آب و تاب حکم خود را نگذاشته زیاده از سابق
بیازار حکمرانی خود را گرم ساخته و در باطن تدارك فرار میگرفت فقط
در بیان رفتن دیوان چیتمل از شکار پورو گرفتن مبلغان از هندوان کودامی
وغیر. وجنگ نمودن در کهری سین باسیاه شیخ غلام حیدر و نشستن شیخ مذکور
برحکومت شکار پور وتشریف فرمای جناب میر صاحب میرعلی مراد خان -
اولادگانه با حقایق معارف آگاه میرعلی گوهر ومناقب آن حضرت :
بلبل قلم که نغمه خوان حدیقه سخن دانی است برشاخسار این مدعای چنین مترنم
میشود که در سنه یکهز ارو دوصد و پنجاه و هشت هجری هرگاه خبرگر فتاری امیران حیدر
آباد بدیوان مذکور رسیده در باطن هوش و حواس خود باخته در ظاهر طبل بی پروائی و بلند
پروازی نواخته سرشته سیاست ریاست از دست نداده چنان تاب و وحشت خود بر مردم اندا خته
بود که احدی وفردی پیش او مجال دم زدن نداشت با وجودیکه از گرفتاری امیران ممدوح
کمر طاقتش شکسته بود با نهم احدی عنان گیر توسن سرکش او نمیشد خان بلوچ پای خود را معه
اسباب سابق بطرز اخفا کشیده بود خودهم اراده داشت که شهر شکار پور را دست و پای
زده هر چه از نفدت شکار پور بدستم آمده غنیمت باید دانست لیکن بعضی اشخاص که صاحبان او
بودند او را از غنیمت شکار پور منع مطلق نمودند که این بدنامی غنیمت شکارپور که شهر پست
در تمام اكتاف عالم مشهور و معروف وحکام سابق ازاهل قله هم چنین کاری نکرده اند بر خود
نیرواوند که نتیجه و عاقبت خوب ندارد آخر دیوان مذکور این حرکت ناصواب باز آمده
چند نفر هندوان گوادمی ها گرفته مبلغان خرج کودام خود از آنها کشیده واز خانه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
