Machine transcription
درجواب باز نوشته فرستاد که هرگاه آمدن ایشان در کابل نمیشود و اندیشه در خاطر
اخلاص مظاهر دارند مضایقه ندارد و هرکسی مصلحت کار خود را خود خوب میداند.
صلاح ماهمه آنست کسان تر است صلاح، از دوست يك اشاره و از ما بسر دویدن
نهایتاً در بین شهر کابل و قلعهٔ خود کدام مکان مقرر نمایند که در آنجا رسیده از شهد
ملاقات یکدیگر شیرین کام شویم/ مکناتن صاحب وزیر اعظم ازین معنی انگشت رضا
بدیده قبول نهاده مکانی را بجهت ملاقات تعین نمودند/ روز دویم سردار محمد اکبر خان
معا چند کس معتبرین خود از کابل سوار گردیده بمکان مقرره تشریف برده و مکنا تن
صاحب نیز باچند صاحبان در آنجا آمده هم آغوش شاهد ملاقات یکدیگر شدند و هلال
آسای آغوش کشاده بشوق و ذوق تمام بغل گیری مابین خودها نمودند/ بعد صفا مرحبا
خلوت گزین گردیدند و در خلوت خاص که اغیار را دران راه نبود شمع مکالمه و اقاویل
مدعای را چنان روشن نمودند که در پرتو آن قا نوس دلهای غیری نیفتاد لیکن اینقدر
پرتو ظهور افگند، که سردار محمد اکبرخان بوزیر اعظم گفته که بعد ازین ماندن
ایشان در کابل خوب نیست و از مصلحت های عاقلانه بسیار دور و انسب آنست که یکی
از صاحبان عالیشان را نزد من گذاشته خود تشریف فرمای هندوستان شوند که عین صلاح
است هر گاه امیر بی نظیر و الماجد مارا از قید فرنگ رهایی داده روانه اینطرف
خراسان نمودند بعده صاحب عالیشان را بکمال اعزاز رخصت داده خواهد شد/ مکناتن
صاحب در جواب سردار ممدوح گفت بسیار خوب است مراد ما فی الضمیر من همین بود و این
سخن مرغوب طبع من میباشد. از هرچه بگذرد سخن دوست خوشتر است. هر گاه مابین
وزیر اعظم وسردار موصوف همین صلاح و مصاحت قرار گرفت هر کس که این سخن می
شنید زبان خود را به تحسین خوانی آشنای میکردند و تمامی اهالیان انگر یز را همین
منظور بود که بنوعی باز جنگ و جدال وقتل وقتال نگردد مابین سردار ممدوح و وزیر
اعظم درین باب عهد انجام نامهٔ نوشته شد/ بعده هر دو از یکدیگر رخصت شده مر ا جعت
فرمای بمکان های خود شدند/ از قضای الهی در آن ایام اینقدر بارش و برف گردیده
که بسیاری سپاه انگریز که روی برف خراسان ندیده بودند. در آن برف از بس سردی
چون برف گداز شدند و هم سبب غارت شدن کدام تمام فوج انگر یز از گرسنگی
هلاك میشدند و کار بجای رسیده که فوج مسلمین گاوان و شتران را حلال نموده
گوشت را مسلمانان میخوردند و پوستهارا فوج هندوان تناول می نمودند و در آن حالت
پر آفت از هندو و مسلمان و مذهب وملت هیچ فرقی نه بود صورت وا قعی رخنمای بوده
بلکه در این واردات اکثر مردم از لشکر انگریزان داخل ادرك الاسفل شدند اگر
مفصل این واقعه شرح داده شود دفتری عظیم دست خواهد شد/
فی الجمله مکنا تن صاحب وزیر اعظم بعد ملاقات سردار فلك اقتدار محمد اکبر خان وعهد
انجام داخل قلعهٔ خود گردیده از آنجا که بمقتضای اینکه صید را هر گاه پر تو چرا غ
مر به پایان رسد با ضیغم آغاز ستیزه کند وزیر اعظم يك خط خفیه طرف امراء اولیای
دولت باین مضمون نوشته فرستاد که هر که سر سردار محمد اکبر خان بریده بیا ورد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
