BrowseNavā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī → page 158

Page 158

Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī · pages 1–251


Page image — the source of record

Scanned page 158 of Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī

Machine transcription

«١٤٣» لشکر خود را تیار ساخته بنابر مقابله و مجادله امیر روانه طرف کوه شدیم و به نزديك کوه بفاصله يك کروه در يك میدان وسیع صف آرائی لشکر نموده مدت يك پاس فوج در آن میدان استاده بود و از طرف امیر پیش دستی و سبقت واقع شده در این صورت کپیتان فریزر صاحب که افسر ترك سواران را گفت که شما سواران خود گرفته پیش روید که امیر شما را دیده از سرکوه بزیر پای خواهد آمد کجا بیکر صاحب قبول نکرد باز جنرال سیل صاحب بهادر سال صاحب را حکم داد موافق حكم بسه پلنتنهای خود حکم داد و کپیتان فریزر صاحب چهار توپ همراه خود گرفته طرف میدان روانه شد هرگاه نیم گروه راه رفتند يك سپاهی بصاحب ممدوح گفت که الحال وقت مقابله نزديك آمده اگر حکم باشد که همه تفنگ های پرگوله و باروت نموده شود صاحب ممدوح روی بسپاهی نموده گفت خاموش باش گوله ها و باروت سرکنار ضایع نکنند اراده همین داریم که امیر را می میگروهات زخم سالما برده دستگیر نمائیم هنوز صاحب ممدوح در این تکرار بودند که امیر نصرت نظیر بهمراه هفتاد سواره از سر کوه بزیر آمده و يك علم سرخ همراه داشت برابر سر فریزر صاحب جلوه انداز گردیده صاحب مذکور سپاه خود بموجب آئین حکم داد که شمشیرها عریان نمایند آنها شمشیرها از نیام کشیده علم ساختند در این اثناء امیر بی نظیر فاتحه خوانده شمشیرها از نیام کشیده بصاحب ممدوح مقابله نمود چنانچه روی اسپ امیر . . . برصاحب مذکور خورده . . . اسپ صاحب ممدوح بر . . . امیر رسیده امیر از روی طریق مسلمانی آواز السلام علیکم داد صاحب ممدوح با وجود اهل کتاب بودن از خوف جواب سلام به ند لیکن صلابت خان حوالدار جواب و علیکم السلام گفت صاحب مذکور روی بطرف حوالدار مذکور گردانیده گفت خاموش باش خبر من شما را خواهم دید درین صورت امیر پرسید که سردار کلان شما کیست مسمی حمید بخش حواله دار بصاحب موصوف گفته که امیر میپرسد که سردار کلان شما کیست صاحب جواب نداده بیکدست شمشیر و در بر امیر زده گفت که من سردار کلان میباشم امیر با تدبیر جان خود را از ضرب شمشیر نگهداشته هیچ زخمی بجانش نرسیده باز صاحب ممدوح از کمال رعب و هولناکی تمام دویمگر دست شمشیر با میر حواله نمود لیکن کارگر نشد تاسوم مرتبه على هذه القياس شمشیر زنی از صاحب بهادر بعمل آمده لاكن يك موی امیر ضرری نرسیده بعده امیر نصرت نظیر بيك دست شمشیر بر صاحب بهادر زده دست صاحب را چون قلم قلم نموده و شمشیرش بر زمین افتاد در این صورت صاحب بهادر عنان اسپ خود را از میدان و نگردانیده و پس خیز معرکه فرار شده امیر بی نظیر گفتش که سردار کلان هستی و خود را بهادر میگوئید و از جنگ میگریزید این را بگفت و باز شمشیر بر پشت صاحب حواله نمود که بی اختیار قرار نمود بعده ستیفن صاحب بر اسپ سوار شده برجای فریزر صاحب مغروره آمد که . . . او بود از هردو طرف شمشیر ازی صورت وقوع گرفته عاليجاه محمد افضل خان بك شمشير بر روی صاحب ممدوح زده که از اسپ فرو افتاد آخر سپاهیان حوالدار صاحبان را بر اسپان خود سوار نموده بمنزلگاه آوردند و عالیجاه علی شیر خان خلف امیر بی نظیر بیکدست شمشیر به کرستین صاحب زده که سرش از تن جدا افتاد در این صورت صاحبان بهادر پس پای شدند آخر بیچرا بر صاحب بها در دو

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī, page 158. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1183/158 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1183/158
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record