Machine transcription
« 134 »
آب نزديك بود لیکن کنار گذاران قضا و قدر چشم نامبرده گان از آب پوشیده آب
نزديك را ندیده طرف مکان سارناف رفتند در این اثناء راه بلوچان میری به آنها
مقابله نموده بسیاری آب زندگانی گرفته اسپان را بغارت بردند در این صورت کلبرن
صاحب بهادر روی آب ندیده از عدم رسیدن آب بی تاب شده تاب مقاومت نیاورده
تمامی اسپان و سامان و شتران و خزانه و سه عرابه توپ در آنجا گذاشته و بو راح دنباله
توپ ها بند نموده جریده طوری گریزان افتان خیزان خود را در شاه پور رسا نیده از
شومی مکان لعنتك چندین نفس های لشکریان برباد داد نفس خاص خود را در شاه پور
آرام داده نفسی بکام دل برآورده کپتان برون صاحب که در قلعه کهان دایر بود
سابق از عدم رسیدن و موجودی سمرسات بسیار تنگدل بوده خصوصا از شنیدن خبر هزیمت
و کشته شدن صاحبان ممدوح بسیار بی قرار و مشوش احوال گردیده آخر از روی صلاح
وقت بهمراه بلوچان میری ساز کاری نموده .. داده و امان خواسته قلعه کهان را
گذاشته و برای جان خلاصی خود با میری عهد انجام ساخته و چتی انگریزی نوشته داده
باعانت سواران بلوچان میری از قلعه مذکور برآمده داخل مکان ابری گردیده شکر
حیات تازه نموده صاحبان انگریز بهادر از روی انصاف از جوان مردی و شجاعت بلوچان
میری خود معترف و آفرین آفرین میگویند فی الحقیقه با وجود تسخیر قلات وقندهار وكابل
وغزنی بازهم بلوچان میری در کوهستان متبر داشته از تاخت تا راج وقتل قتال افواج
انكليسه بهادر دست خود را کوتاه نداشته و صاحبان انگلیسه بها در هنوز در تجویزات
تسخیر کوهستان واستيصال طایفه بلوچان میری مهیا شده دیده شود که عاقبت این کار
کجا سر کشد وصورت این معامله چگونه از مر آت مدعای رختنمای گردد .
(در بیان آمدن عالیجاه میر نصیرخان براهوی بر قلات و گرفتن قلات از شاه نوازخان براهوی
و کشتن لبدین صاحب بهادر )
نصر قلم خوش رقم که مفتح ابواب قلعه ممالك سخن وری است در فتح قلعه این مدعای
چنین جلوه ریز بیان میگردد که هرگاه صاحبان انگلیسه بهادر
در سنه یکهزار و دو صد و پنجاه و پنج هجری فتح قلات نمودند
راس بيلصاحب بهادر اجنت سند عاليجـاه شهنواز خان براهوی عموزاده
مرحوم میر محراب خان را بعطاى لك روبيه وملكه ها باتفاق عاليجاه لبدين صاحب بهادر
برمسند ریاست قلات جلوس داده تا مدت چند ماه عالیجاهان مذكور جرعه نوش باده
حکمرانی قلات بودند ومیر محمد نصیرخان خلف مرحوم میر محراب خان بمعة
عيال واطفال خانه بدوش در صحرا و کوهستان آوارگی می کردند آخر میر نصیر خان
جمع آوری قشونات الوسات طایفه جهلوان و سرایان وغیره نموده بر سر قلات رفته قلات را
محاصره سخت نمودند و در قلات افواج انگلیسه بهادر قدر قلیل بود هر گاه بنای مقابله
شده احدی از الوسات براهوی بکومك شاه نوازخان نپرداختند بلکه آنچه که بلوچان
براهوی اندرون قلعه قلات بودند همه از اندرون بر آمده با عالیجاه میرنصیر خان ملحق
و متفق شدند وقلات را بدست میرمذکور دادند وشاه نواز خان ازقلات جان خود کشیده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
