Machine transcription
« ۱۲۰ »
در این اثناء خبر محقق رسید که سردار کهندل خان والی قندهار معه جمعیت لشکر از قندهار برآمده زیر کوه قیام نموده است و سر نهر آب را که طرف لشکر سرکار انکلیسه بهادر منهزم بود مسدود کرده است و اراده شبیخون دارد بمجرد شنیدن این خبر وحشت اثر لشکر سرکار انکلیسه بهادر سراسیمه و مضطرب حال گردیده صاحبان عالیشان افواج چنین انتظام دادند که اتواب ها را هر چهار طرف لشکر خود نصب ساخته تمام فوج را در میان گرفتند کویا قلعه فوج بنای کردند و تمام شب فوج بزیر و مسلح مانده و پتیله اتواب روشن و سبب مسدودی نهر آب بسیار شدت و سختی بافواج مذکور روی داد اگر چه قدری آب بدست افواج بود لیکن تمام بدبوی و گنده و چرکين که در میان آن جانوران مرده افتاده بودند هر که از افواج آب از آن می نوشیدند بدرد شکم مبتلا میگردیدند شکم آنها جاری می شد در آنجا دو روز آب بافواج بدست نیامده ازین جهت آدمان لشکر و اسپان و شتران و گاوان نزديك هلاك رسيدند و از بی آبی مانند بید برخود میلرزیدند آخر برهنمونی يك شخص واقف کار شرط اخذ انعام وافره هنگام شب يك جمعدار و دو حوالدار و دو نایب و بیست نفر سوار و سی نفر عمله دار برای بریدن بند نهر مامور شدند که در آنجا رسیده بند را قطع ساخته آب را طرف لشکر جاری نمودند چنانچه بوقت نصف شب آب حیات در لشکر سرکار انکلیسه بهادر رسید گویا جان رفته باز بجان آمده مردم لشکر آب را دیده و دفعه بر آب افتادند هر که بلاتعطش آب را نوشید در ساعت غرق آب ممات گردیدند هزار ها مردم لشکر وغیره باین علت در آفت طعمه کام نهنگ اجل شدند چون صبح شد هر آئینه چهره پژمرده لشکر تازه کی زنده گی یافته و از آن حالت پر ملالت رهائی پذیرفتند که در همان روز حاجی کاکر شقاوت اثر نمك بحرام رانده بيت الحرام ارسالیهای سال حقوق نمك سردار صاحبان فراموش نموده بامید نواله پاره حريصانه دویده آمده بحضور صاحبان عالیشان شرف استعلام حاصل نموده و سرعجز و نیاز بر آستان نهاده بیان نمود که سردار کهندل خان معه جمعیت لشکر برای شبیخون و مقاتله و مقتله می آید لیکن بعد آمدن من ناامید و منصرف پس خیز معرکه فرار گردید سحر گاه اولیای دولت و صاحبان عالیشان معه افواج از آنجا کوچ نموده بطی شش منزل داخل قندهار شدند و شهر را خالی دیده شلك اتواب سلامی نموده وطنبور فتح و فیروزی بنواختند و علم ها بر اوج قلعه مذکور نصب نمودند و بعد از ده روز يك دکانچه مثل تخت از گل تیار ساخته اولیای دولت را بر آن دکانچه جلوس داده تمام فوج اولیای دولت و انکلیسه بهادر تیار کرده بملاحظه اولیای دولت آوردند و اتواب سلامی و تفنگ ها مبارك بادی متواتر شلك کردند و سکه ضرب مبلغان بنام کمپنی جاری نمودند و منادی دور دور اولیای دولت و سرکار انکلیسه بهادر در شهر قندهار گردانیدند چون فتح قلعه قندهار باین قسم که مذکور شده نصیب اولیای دولت و سرکار انکلیسه بهادر گردیده و سردار صاحبان قندهار سبب دغا بازی حاجی کاکری از مقابله مایوس و از قندهار بی مقابله و جنگ بچنگ فرار درنوای آوردند :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
