BrowseNavā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī → page 121

Page 121

Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī · pages 1–251


Page image — the source of record

Scanned page 121 of Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī

Machine transcription

«106» گردیده و بر سر کوه رفته تفنگ ها را پر نموده بدست اتفاق گرفته بمردا سنگی خود نشسته بودند بخیال اینکه هرگاه از لشکر سردار صاحبان بر سر ما یان آمده یکبار گی شلیک تفنگهای صید سرپنجه اقتدار خود خواهیم نمود همه عرصه بنداد دولتشکر سواران سردار صاحبان هم چون این اتفاق و احتیاط مردم روهیله معاینه نمودند جرئت رفتن بر سر مردم روهیله بالای کوه نمی کردند وزیر کوه دور از ضرب گوله تفنگ گرداگرد کوه طایف بودند تا مدت دوسه روز همین حالت مابین روهیله ولشکر سردار صاحبان واقع بود آخر یکی از سرداران بر سر کوه پیش مردم روهیله رفته و بخلاصای واستممالت آنها پرداخته و بعهد وپیمان دل آنها را خوش ساخته و امان جان به آنها داده از بالای کوه بزیر آورده تمام اسلحه او آنها گرفته ابواب ارتعاص بر چهره حال آنها کشاد مطلق العنان کرده اند و منشی کندول را که معلو، وسر کرده یلانی بود او را امیر دوست محمد خان بنوازش خلعت و تعظیم تکریم نموده پیش خود در سلك ملازمان منسلك نمود امير ممدوح باوصف غنی امرا و خوانین لشکر از روی تدابیر فرزانه و همت مردانه گوی فتح و فیروزی از میدان جنگ اولیای دولت برده و تمامی اسباب محاربه اولیای دولت از اثواب وغيره بدست خود آورده و دست رخصت از برادران سردار صاحبان قندهار گرفته تشریف فرمای کابل گردید، وسردار صاحبان قندهار نیز در قندهار هم آغوش شاهد آرام و کامرانی شدند و بنوازش ملازمان جان نثار نمك حلال خود وسزای مردم نمك بحرام میپرداختند و از خیر گهیری اولیای دولت نیز غافل نبودند . ( در بیان رفتن اولیای دولت در قلعه عالیجاه سالوخان و آمدن خلف شاهزاده کامران بنا بر كمك اولیای دولت وفراری شدن از قلعه مذکور ورخ نهادن جانب قلات و آمدن سردار رحمدل خان در تعاقبش ) خنگ قلم تیز رقم در عرصه این مدعای چنین جولان بیان مینماید که هرگاه اولیای دولت در سنه یکهزار و دوصد و چهل ، هجری بضریمت قندهار داخل قلعه عالیجاه سالوخان گردید. عالیجاه مذکور در تعارف و مهمانداری امنای دولت از خود قصوری نکرده دم بدم بدملاجوئی اولیای دولت میپر داخت چونکه عالیجاه مذکور صاحب ایلات والوسات بود بنابر تدارك سامان جنگ و جمع آوری قشونيات نقاره می پرداخت لیکن هرگاه این نوای چنگ هزیمت جنگ اولیای دولت بسمع گوش بندگان شاهزاده کامران والی هرات رسید. از آنجا که مابین شاهزاده موصوف و عالیجاه سالون خان صورت مخالفت وكينه ديرينه واقع بود شاهزاده کامران بخیال اینکه مبادا عالیجاه مذکور از روی عداوت دیرینه با ولیای دولت سازش نموده رخ نهاد دارالسلطنه هرات شود پس در صورت اتحاد و اخلاص خلف خود را معه چهار راس اسپان خاصه و چیزی تعارف نفیسه معه جمعیت لشکربجهت استمداد اولیای دولت مامور نمود و هم نامه باین مضمون نوشته فرستاد .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī, page 121. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1183/121 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1183/121
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record