Machine transcription
« ١٠٣ »
آهسته آهسته زیر قلعه رفته ساكن شدند و منتظر بودند که هر گاه لشکر غواب بر قلعه گییان
استیلای آورد همان وقت نردبان ها بردیوار قلعه گذاشته جلوه ریزی در اندرون قلعه خواهیم
نمود و حالا که لشکر اولیای دولت از خواب اجل غافل هر گاه زیر قلعه رسیدند از قضای
کردگار هموش نوم که اخ الموتست بر حصار وجود لشکر اولیای دولت هجوم آورده که
از خودخبری نداشتند تا آنکه شعشهٔ آفتاب عالمتاب بر چهار سوق بازار روز نشست و اولیای دولت
منتظر وگوش هوش طرف قلعه قندهار برلشکر مأموره خود داشت که از راه نردبان اينك داخل
اندرون قلعهٔ مذکور میشوند لیکن دید هیچ غوغای برنمی آید و آفتاب سر از گریبان پیراهن
صبح میکشد و خبری از لشکر مامورهٔ قلعه معلوم نمی گردد که چه شدند و کجا رفتند بعده
حكم برشلك توپ چهوتی داد همینکه آواز توپ مذکور بلند شد لشکر امنای دولت که در
زیر قلعه غرق دریای خواب غفلت بودند یکبارگی بیدار گردیده دیدند که صبح
سر کشیده دست افسوس می سائیدند لاچار ازخوف اولیای دولت نردبان ها بر دیوار قلعه
گذاشته بالا شدند مردم قلعه گییان سابق هوشیار و از صدای توپ چهوتی هوشیار تر شدند
و برفراز تخت و چوکی قلعه خبردار خبردار می کردند که درین اثنا لشکر شاه از نردبان ها
سر بالا کشیدند مردم قلعه گییان بر آنها جلوه ریزی نموده بضرب توپ وتفنگ و سيوف
از نردبان حیات در خندق ممات انداختندولشکر اولیای دولت نتوانستند که داخل اندرون قلعه
شوند اکثری از ابواب اجل داخل قلعه فنای شدند و بقیه هزیمت یافتند فی الجمله در عرصهٔ
چهل وپنجاه روز لشکر سردار صاحبان از ترکتاز و جنگ و جدل با جيوش اولیای دولت
تقصیری نکردند خواب و آرام بر طرفین ناگوار بود لیکن بعد ورود امیر دوست محمد خان
سردار صاحبان قندهار برولايت نشاط وفتح وانبساط دست یافتند و در محفل آرزوی شمع
اتفاق برافروخته در فکر و بندوبست مات شاه گردیده بمصلحت وزیر تدبیر بر اسپ همت
سوار گردیدند و از روی شطرنج بازی فریب امرا وخوانین خود امیر ممدوح نهایت در
اندیشه و دغدغه بود وبرانها چندان اعتماد نداشت اکثر خوانین امیر موصوف در ظاهر
با امیر ممدوح نرد موافقت می باختند و در بواطن رخ التفات باشاه داشتند ازین جهت
ارادهٔ امیر موصوف همین بود که فیل هندوستان نفاق را بکمك های اخلاص
از ساحت دل رانده بر اسپ مصالحه سوار شویم که مبادا ازدغا بازی امرا
و خوانین پیاده وار حیران میدان هزيمت شویم از آنجا که امیر موصوف در مضمار این
مدعای باخوانین و برادران خود دو اسپه می تاخت لیکن پادشاه کارخانهٔ قضا و قدر
نگذاشته که ما بين اوليای دولت و سردار صاحبان ممدوح صورت مصالحه از مرآت تمنای
رعنمای گردد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
