Machine transcription
مذکور عالیجاه میر مراد علیخان از حسن مراعات خود ممنون و مشکور داشته بهر حال
رضا جوئی آنها می نمود و بانتظام مجموعه امورات ملك داری بخوبی می پرداخت که
از تیقظ و هوشیاری عالیجاه میر ممدوح هيچيك رخنه در اساس سلطنة سند نیفتاده و باز از تقدیر
رب قدیر در سنه یکهزار و دوصد و چهل شش هجری بندگان خلد آشیان مرحوم میر
سهراب خان عليه الرحمة والمغفران بمقتضای داجل در بوه قصرش نشانه گردو برد ،
مطابق بیست هفتم ماه صفر سفر آخرت اختیار نموده از بام قصر حیات برزمین ممات افتاد
(انا لله و انا اليه راجعون) عبب مرحوم میر ممدوح كحامل صفات و دانای زمان بود بلکه
اسم اعظم در جبین نور آگین خود داشت در ملك داری و غریب پروری و قدر شناسی و
اشراف نوازی و مسافر پروری ضرب المثال عالم توان گفت بعد قضیه نامرضيه مرحوم
میر مبرور ما بین اولادش غبار فتنه و فساد بر انگیخته و نوائیره آتش نفاق و عناد شعله ور
گردیده عالیجاه مير مبارك خان که فصيح اللسان بليغ البيان نسبة جامعة ذو فنون بوده
از روی حکمت عملی عالیجاه مير رستم خان را که صاحب دستار ریاست بوده بجای خود
برپای نموده در مقابله عاليجاه میر علی مراد خان صاحب سلسله شور و شر بحرکت
آورده و خود را بمهه فرزندان هريك مير محمد خان ومير محمد علیخان و مير فضل محمد خان
ومير على محمد خان بخیال تصرف نواله چرب دنیا بيوفا بر خوان بیگرنگی عالیجاه میر
علی مراد خان متفق ساخته فرزندان خودها را در ملازمی میرصاحب میر علی مرادخان مقرر
نمود وملك عوض جاگیرات ملازمی فرزندان خود از میر علی مراد خان صاحب گرفته متصرف
خود آورده و بساط شطرنج بازی گسترده در بر دومات شاه مدعای خود گردیده گاهی
بوزیری میرصاحب ممدوح خود را نسبت میداد و گاهی پیاده وار در خدمتگذاری میدوید
و جمع آوری سپاه بلوچان ملازم خود و میر صاحب ممدوح نموده فیل های سرسات را در
مصارف سپاه بیهوده بر پا می داد و شب و روز زمزمه اسلحه سير شمشیر و تفنگ سپاه در خیر پور
در هر کوچه و بر زن بلند و سپاه مذکور از بس خوردن زورینه ولقمه های چرب از مطبخ
خانه میرصاحب ممدوح و زدن پیاله های زمرد رنك مستعد نواختن چنگ جنگ بیهوده
گوئی و در وقت احضار کچهری جانب سير نجلان وغيره خاص و عام رخ نماد گردیده از قانون
زبان عجب نغمات استهزا آمیزی سرائیده و خنده ای می نمود تا مدت چند ماه اسب آرزوی
خود را در میدان مدعا با میرصاحب میر علی مراد خان میتاخت و از روی نفاق و حکمت
عملی آهسته آهسته دندان طمع خود را چون موش تیز نموده قراضه زرو اسلحه بار بند طلا
و بهر پوره از بنادیق و شمشیر های جواهر دار و اقمشه نفیسه از صندوق خانه استطاعت
مير صاحب میر علی مراد خان کشیده در سوراخ دهان خود فرو می برد از انجا که در انوقت
عالیجاه میر علی مراد خان صاحب باقتضای بهار شباب جوانی سرخوش نشه باده بی پروائی
و از چنین نشیب و فراز روز گار آگاه نبود لیکن از روی آگاه دلی روزی چند
مابین خود پیش معلم و مدرس اتفاق رساله محبت و وفاق مطالعه می نمودند و از خوان موافقت
یا نگشتهای موالفت واقعه های موانست می برداشتند و شمع بیگرنگی در بزم یکجهتی
می افروختند لیکن بعد از چند ایام میرصاحب میر علی مراد خان از روی کمال دانش
و رسائی هوش در یافت که عالیجاه مير مبارك خان در صورت اتحاد طريقة مخالفت را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
