Machine transcription
(٤٢٨)
جدید صنعتی است و پاره ملاحظات دیگر تذکار گذارشات عصر موریا های هندی خصوص آن قسمتی که به افغانستان ربط دارد لازمی و حتمی است : چون اسکندر مقدونی در ماه جون ۳۲۳ ق م در بابل وفات کرد جنرال های بزرگ او اجتماع نموده برای تقسیم ممالك امپراطوری او مجلسی منعقد و فیصله نمودند که چون عجالة وارث مقتدری که بتواند این همه ممالك وسیع را اداره کند وجود ندارد باید ایالات دور دست هندی و آریانا به شهزادگان و افسران معتمد سپرده شود .
این تصویب در « تری پر ادیا سوس » ( طرابلس شام ) صورت گرفت و دو سال بعد امور اداری ارا کوزی یعنی حوزه ارغنداب ، جدروزی Gedrosi یعنی و لایت مکران به «سیبیر تیاس» Sibyrtias و علاقه « آریا » یعنی حوضه هری رود و در انجيانا یعنی سیستان به «ستسا ندر» Stasandar که از اهالی قبرس بود سپرده شد . سغديانا و بکتر یا نا به ژنرال دیگر موسوم به «ستاسا نور » Stasanor که او نیز از اهالی قبرس بود مفوض گردید ، علاقه مرکزی آریانا یعنی ولایت « پارو پامیزا دی » Paropamisadai که ولایت کابل و نواحی گرد و قریب آن را در بر میگیرد به اگزیارتس Oxyartes که یکی از رؤسای ملی و پدر «روخانه» (رخشانه ) Roxana زوجه سکندر بود سپرده شد ( ۱ ) به این ترتیب خاك آريانا تقریباً به چهار ولایت مرکزی ، شمالی ، غربی و جنوبی تقسیم شده و امورات هر کدام بدست نایب الحکومه های علیحده سپرده شده بود .
بهمین اساس در خاك مفتوحه هندی هم تقسیماتی شده و در انجا هم یکعده حکمرانانی معین شد چنانچه ولایات قریب هند تا حصص غربی اندوس به
(۱) سرپرسی سایکس در صفحه (۸۸) جلد اول تاریخ افغانستان میگوید : «قراریکه ملاحظه کردیم اسکندر پدر روخانه «اگز يارتس» را نایب الحکومة «پارو پامیزوس» که علاقه دو طرفه هندو کش را در بر میگیرد مقرر کرده بود . بعد از مرگ اسکندر اگزیارتس عملا مستقل شده و بسان خود او یا یکی از جانشینانش تبول سلو کوس را قبول کرد » .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
