Machine transcription
(۳۷۱)
اینکه خبر اقدامات او باسکندر نرسد اکیپ یونانی و همراهانش را بکشت
و خودش با مردم آزاده این مملکت با جوش و احساسات ملی داخل اقدامات جدی
گردید . چه ، میخواست که رابطه اسکندر را با ولایات مملکت همسایه (فارس)
و یا بواسطه با یونان قطع کرده نگذارد ازین راه امدادی باو برسد و باینوسیله
زودتر بمرام ملی و رفع خطر از مملکت خود نائل شوند .
شنیدن این مسئله زیادتر اسکندر را بدهشت دست و گریبان کرد . زیرا او
خود را در میان میدانهای آریانا خیلی دور از مملکت خود (مقدونیه) میدید
که دچار سر نیزه دلیران این محیط کوهستانی گردیده . بنا بران با سرعت
فوق العاده زیاد از راه رفته برگشت و بشدت و قوت بطرف آرتاکوانا Artakoana
که شهر مهم آریه بوده آمد . آنوقت اسکندر بخطرناکی موقع و غلطی که در وهله
اول نموده بود پی برد و ناچار در صدد چاره برآمد .
ساتی بارزانس چون از سرعت حرکت اسکندر خبر یافت که ٦۰۰ ستید
(۲۰ فرسخ) را در مدت دو روز طی کرده متوحش شد و با چندی از فدائیان خودهرات
را ترک کرد تا در کدام منطقه دیگر برای رهائی مملکت خود آنچه در دل دارد
بساحه عمل بیارد. قسمتی از قشون ملی در حوالی شهر داخل جنگل کوهی شده آنرا سنگر
گرفتند . اسکندر چون نمی توانست برایشان دست یابد امر کرد جنگل را آتش
زنند . عده زیادی از سربازان دلیر ووطن پرست قربان شدند . همچنان اسکندر
همدستان این شورش را تعقیب کرده قسمتی را از تیغ کشید وقسمتی را در زنجیر
نگاهداشت .
برای اینکه خویش را از دست عکس العملهای اهالی این سر زمین نجات
دهد(آریان الکذاندریه) Arian Alexandria رابنا نهادکه شاید با آرتاکوانا
Artacoana پایتخت منطقه مطابقت کند (۱) . این محل يك قلعه عسکری بود
۱- ص ۳۷ امپریالزمی مقدونی تالیف ژوکی.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
