Machine transcription
اسکندر در آریانا
حرکت اسکندر ازهایر کانیه به پارت وهرای و: بعد از فوت داریوش
مقدونیان گمان کردند که جهانگیری اسکندر خاتمه یافت. بعد ازین بطرف
وطن خود مرا جعت میکند. اما مشارالیه بعد از پانزده روز توقف دریکی
از شهرهای مهم هایر کانیه که موسوم به زود را کارتا Zeudracarta بود در صدد
حرکت بطرف شرق شد. اما قبل از آنکه باین کار اقدام کند لازم بود بر علیه
تاپورها (Tapurians) یعنی مردان کوهستانی طبرستان فعلی و همچنان بر علیه
ماردها Mardians باشندگان حصهٔ شرقی مازندران حمله نماید. امر کرد که
لشکریان او در زاد را کاترا Zadracatra (استر آباد) جمع شوند. درینجا
بود که بوی خبر دادند که بسوس حکمران باختر تاج شاهی بر سر نهاده و اعلان
استقلال کرده، اسکندر از او فوق العاده هراسان بود. زیرا می دانست که
او از مدتی در صدد بر انداختن دولت هخامنشی بوده میخواهد دولت قدیم آریا نا را
دوباره سر و صورت ببخشد، خیال کرد که اگرازین وقت که هنوز دولت او
خوب قائم نگردیده در فکر استیصال آن نیفتد بزودی قوای یونانی را
ازین صفحات خواهد راند و کار مشکل خواهد گردید.
بسوس بزودی بعد از مرگ داریوش پادشاه هخامنشی از راه پارتیا وارد
بکتریا نه شد. زیرا میخواست که هرچه زودتر نظم و نسق کشوری مملکت خود را
درست کند. سرداران محلی مانند نابار زائیس Nabarzanes ساتی بار زانس
Satibarzanes و بارسانتس باو همراهی نموده و این فکر را تقویه کردند.
این سرداران بزرگ حس کرده بودند که کوچکترین غفلت دشمن خارجی
را بمملکت ایشان مسلط خواهد کرد. لذا همه باهم متفق شدند. بسوس در
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
