Machine transcription
( ٣٦٧ )
مومى اليه بستانها هنگامیکه در مملکت مارسید ادعای الوهیت کرد .
پادشاه هخامنشی خوب خود را باخته بود و آرزو داشت که اسکندر با او
صلح کند . و همینکه اسکندر به طرف موصل پیش آمد موصوف بوحشت افتاده
طالب صلح شد و حاضر گردید که سلطنت موروثه را با اسکندر قسمت کند وحد
فاصل دولت خود و دولت اسکندر را رود فرات قرار داد . این بی دست و پائی
داریوش سکندر را بیشتر قوت داد و بر فتح مطمئن تر ساخت ، و جوابش
داریوش را رد کرد . داریوش ناچار آمادگی جنگ دید و از هر طرف استمداد
جست . و جمیع عساکر ومعاونین خود را در بابل احضار نمود ، و خود در فکر
اسلحه واصول جنگ شد .
در موقع عبور اسکندر از رود دجله فارسیان بسیار غفلت کردند و گر نه عسکر او
در آن موقع بوحشت در افتاده بود .
میدان جنگ گوگاملا بود که محلی است قریب شهر موصل جنگ شروع
گردید و هر دو لشکر بر روی هم افتادند در اوائل معلوم میشد که داریوش غالب
خواهد آمد ولی اسکندر مانند جنگ ایسوس خود را بداریوش رسانیده ژوبینی
بطرف او افکند این ضربت با و اصابت نکرد ولی عرابه ران او را سرنگون ساخت
درمیان قراولان همهمه پیچید زیرا پنداشتند که این ضربت بخود داریوش
رسیده است و شکست از يك صف بصف دیگر سرایت کرد . داریوش هم بدون آنکه
کاری کند فرار کرد . این جنگ شکست قطعی بود که بر فارسیان وارد آمد
و گلیم دولت هخامنشی جمع کرده شد .
اسکندر در گرفتن سرزمین فارس هيچ مانعی نداشت . مواضع را یکی پس
از دیگر گرفت تا اینکه به پرسی پولس رسید و اهالی را بکشت و اسیر ساخت
و چون درین اوقات مانعی برای خود نمی دید بیشتر مجالس باده نوشی ترتیب میداد
در یکی از مجلسهای عیش و نوش تائیس نام يك زن آتنی از او خواهش کرد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
