Machine transcription
(٣٥٦)
هخامنشی ها چندان روشن نیست و امرای آنها سراسر جنبهٔ محلی داشته
و باکوروش اصل مرحلهٔ تاریخی آنها شروع میشود و چون خود سیروس هم
در چند سال اول سلطنت تنها شاه علاقه «شوش» و یا انزان شاه فارس خوانده
میشد آنچه را که به دوره های پیش از او نسبت دادیم بخوبی تائید میکند.
سیروس و احفاد او : عصر تاریخی :
با استیاگ آخرین شاه ماد و افسانه هائیکه هرودوت نقل میکند دیده شد
که چطور سلطنت از «ماد» به «پارسوا» منتقل شد. از دختر «استیاگ» مادی
و « کمبوجیه» پارسی شوهرش ، پسری تولد شد موسوم به «سیروس» که خلاف
آرزوی پدر کلانش استیاگ کشته نشده و در خانه «هرپاژ» کلان شد میگویند
که روزی پدر کلانش او را در میان اطفال شناخته از «هرپاژ» سخت رنجید و به
عنوان انتقام ، فرزند او را مخفی بدست آورده و گوشت او را در ضمن مهمانی
به او خورانید و در آخر مجلس سر و اعضای او را به پدرش نشان داد. «هرپاژ»
اگرچه بظاهر چیزی نگفت بدل کدورت زیاد نسبت به شاه ماد پیدا کرده و با
سیروس که جوان شده بود بنای دوستی و مکاتبه را گذاشت و او را بجنگ شاه
«ماد» تحریک کرد و از میان خود مادها برای او طرفدارانی پیدا کرد. و چون
در ٥٥٣ سیروس با قشونی به شاه ماد حمله کرد و استیاگ غلطی دیگری نموده
برای مقابلهٔ سیروس قشونی بدست «هرپاژ» داد اخیرالذکر که منتظر ورود چنین
روز بود با سیروس همدست شده هر دو به اتفاق هم در ٥٥٠ ق م سلطنت ماد ها
را برانداختند و «هرپاژ» تمام قشون ماد را را به سیروس تسلیم نمود .
سلطنت انشان یاسوزیبان یا شوش: واقعهٔ تسلیم شدن استیاگ و کامیابی سیروس
اولین وهلهٔ حقیقی تاریخی هخامنشی است که وقوع آنرا کتیبهٔ «نابونید» تائید
میکند و ازان واضح استنباط میشود که سلطنت هخامنشی درین وقت محض
يك حکومت محلی بوده و دایرهٔ وسیعی نداشت زیرا سیروس در ٥٤٩ بعنوان شاه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
