Machine transcription
( ۳۰۲ )
عناصر روشن وخوب را باعناصر تاريك وبد بخود گرفت و این مفکوره نهاد
آئين او ستائی را تشکیل داد و بصورت عمومی قوه خوب وبد ، مفید و مضر
روشن و تاريك در مخيلة این وقت شخصيت پيدا كرده وصاحب
نام ها شد. چنانچه قوۀ نیکی را «سینتنه مینو» و قوۀ بدی را «انگر و مینو » مینامیدند
و آنها را «خرد مقدس» و «خرد خبیث» هم ترجمه کرده اند . اگرچه اساس آئین
اوستائی بر روی مقابلۀ همین دو قوۀ روشن و تاريك ، نيك وبد ، مفيد و مضر
گذاشته شده بود معذالك «اهورا مزدا» ( هرمزد ) در رأس همه حکمفر مائی
میکرد . به این ترتیب ملتفت باید بود که هر مقابله و ستیز که بود در میان
«سپینته مینو» و «انگر و مینو » بعمل می آمد و در مقابل اهورا مزدا کدام قوۀ
فاعل خبيث وجود خارجی نداشت .
پس «دوالیزم» اوستائی درگات ها مفهوم مخصوص ومعینی داشت به این
ترتیب که «اهورا مزدا » (هرمزد) به تنهائی نظام کاینات را اداره میکرد
و مقابله میان قوه نیکی وبدی ، میان خیر و شر، میان نور وجدان و تاریکی های
شهوت نفسانی بود که آنهم با روح خوش بینی که درین دیانت موجود بود با مراعات
قوانین اخلاقی به فتح و غلبه روشنی بر تاریکی منتهی میشد .
اوستا در حقیقت حیات و تمام مربوطات آنرا دو جنبه داده بود که یکی آن
نور و روشنی و دیگر آن ظلمت و تاریکی بود . جنگ و ستیز خواهشات نفسانی
و هدایات وجدانی و عقلی انسانی مظهر همین دو مفکوره است که اوستا آنرا
خارج وجود فردی بشری عمومیت داده و در هر مورد مقابله و ستيز وعزم واراده
را توصیه کرده و آخر هم به غلبۀ روشنی های وجدان بر تاریکی های خواهشات
نفسانی اطمینان داده است . پیشتر گفتیم که « سپینته مینو» و «انگر ومینو»
یعنی عنصر خوب وبد اساساً در نبرد بودند، پس روشنی ها و محاسن مادی و معنوی
یکطرف و سیاهی و خباثت طرف دیگر صف بسته بود و همین رویه باعث شد که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
