Machine transcription
(١٦٩)
که ای آفتاب سپهر وجود کلید در گنج احسان وجود
زجرم وخطا گر چه دارم بسی نباشد عد یل گنا هم کسی
ندانم کدامین گنا هم گرفت کدام آه فریاد خواهم گرفت
کنون توبه کردم پشیمان شدم زنو کلمه خواندم مسلمان شدم
زدم دست دردامن پاك تو سر خو یش بستم بفتراك تو
خدارا درین سختیم یار شو شفیعم بدر گاه دادار شو
از ین عقدۀ مشکلم وا ر هان بکن وصف مشکل کشائی عیا ن
نمی بینم ای پاد شاه غیور زقانون احسان ولطف تودور
که بر حال مسکین خوارو د ژم زانصاف ورحمت نیاری كرم
بدینسان بسی عجز وزاری نمود دران تلخیش خواب شیرین ربود
بخواب آمدش شا ه مشکل کشا تبسم کنان از لب دلکشا
چنان داشت ریش مبارك بتاب كه خط شعا ع از رخ آفتاب
ردائی پیچیده بر گر د خو یش كلاه وقبا ئی و تیغی به پیش
بگفت ای ستمد یدۀ روز گار سر آمد ز ما ن غمت غم مدار
قبا و کله پوش وشمشیر گیر بزن بر سپاه بد اند یش تیر
مخور غم زتنهائی خو یشتن كز ین پس مدد گارو ویار تو من
نگونسار گر دد بد ا ند یش تو رسد بار د یگر پد ر پیش تو
ترا ملك خود دادیز دان پا ك کنون گرجهان خصم باشدچه باك
چو در بند ما آ مدی شاد باش ازین پس ز هر بند آز اد با ش
چوا کبر کلاه وقبا ئی شگفت بپوشید وشمشیر در کف گرفت
چوبخت خوداز خواب بیدار گشت ز بشگفتنش سینه گلزار گشت
عمو زاده را کرد زین آ گهی چوخود کر د امیدوار بهی
در ین روز ها شد زمال امـیر ملك نعر نا چیز هـمت خبـیر
از ان فتح وفیروزی وصلح وجنگ وزان رفتنش در دیار فر نگ
بسی منفعل شد ز کر دار خویش پشیمان زاوضاع واطوار خویش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
