Machine transcription
( ١٣٠ )
یکی حمله سا زيم چون شیرنر بدشمن نما ئيم دست هنر
كه این تیره بختان بر گشته روز ندیدند شمشیر مردان هنوز
بيك حمله سو زیم بدخواه را که آتش بباد وزان کاه را
نبايد کنون داد چندان امان که تا درزه آرند دیگر کمان
شنیدند چون كوهيان اينسخن کشا دند در کج بیانی دهن
بگفتندای ســـر و ر نــا مـدار زها پیش رفتن تو قع مدار
بکهسار تـا شير دا رد وطن بود هیبتش در دل مرد و زن
چوزا نجا بر اید سگی بیش نیست امانش بجز مسکن خویش نیست
سپه گرچه اجهل بود در جها ن که جان در خطر افگند بهر نان
و لیکن نه ا حمق بو د اینقدر که بی زر دهد سر ز بهر دگر
نه این جنگ بل جنگ شطرنج نیز نه بی سیم باشد نه بی رنج نیز
سزد مفلسانرابه همسايه جنگ نه با صاحب مال وسرمایه جنگ
شه زور سر پنجه با لشکر است بود لشکر آنرا که سیم و زر است
به شاهی' زشاهی گدائی نکوست که بالشکر عاریه جنگجوست
اگر زوری از خویش دا ری بیار زدیگر کسان چشم یاری مدار
سخنها بسی گفته تلخ اینچنین بجستند با چهرۀ پر ز چین
همه دامن افشا نده بیرون شدند چوو حشی بجنگل ز هامون شدند
امیر سر افراز تنهــا بمــا نـــد غمين گشت وا لحکم الله خـواند
بيا سا قيا آب نوش تو كو بجوشم زغم چای جوش تو کو
ز شيرين وتلخ آنچه داری بیار بمحتاج با تلخ وشیرین چه کار
رفتن دوست محمدخان نزد لانپه جنگی بلباس قاصدی
واز آنجا بملك فرنک
دل است آنکه در معرض ترس وبیم نترسد بود بر قرا ر قد یـــم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
