Machine transcription
(۱۰۹)
پسندیدید ا می خویشتن
روا داشت آزار جان غریب
بحاجب بفرمو د فردا امیر
بدستور هر روز چون بامداد
ز هر گوشه حاجیان تا ختند
چو آهو که افتد بخم کمند
سپاهش پراگنده شد چون رمه
مگر شصت و شش سرور نامدار
ازین واقعه چون خبر یافتند
بمالیدند از چشم مردم نهان
چوشب میر خورشید روشن نهاد
سوی شهر سبز و ملك اختران
ببستند گردان کابل کمر
سوی کشور سبز کردند روی
همه شب دویدند تا صبحگاه
بدیدند دشت بزرگ و فراخ
زمین سبز از سبزی سنگها
نه شهری نمایان قریب و بعید
سواران به گرسنه خروشان زتف
سه روز و سه شب همچونین همچو باد
ملك نصر تركي بمردی تمام
بلشکر بد نبال آن سر کشان
بالغار کردند ز انسان شتاب
گرفتند شیران صحرا خرام
زترکان که بودند اندر شمار
بهرسو جدا گشت خیلی روان
بترسید از ششصت میر دو زن
جهان گر بگردد نگردد نصیب
چو آند بیا بد نمودن اسیر
بیا میدامیر مبارک نهاد
چپ وراست دستش ببنداختند
فتاد آن شه شیر بیوثر به بند
گرفتند آلات جنگ از همه
که بودند شب رفته سوی شکار
بیک جا نبی روی بر تافتند
چو خورشید کزچشم انجم نهان
زدور زما نه بزندان فتاد
شدند از بخارای مشرق روان
چو شیران شدند از بخارا بدر
برفتن زهر سر ببردند گوی
چوشد روز کردند هر سر نگاه
همه خار زار و همه سنگلاخ
زره دور افتاده در سنگها
نه زادی معین نه راهی پدید
سمندان تلف بهر آب وعلف
دویدند بسیار و سودی نداد
سیه روی ماند شب اور نام
فرستاد چون برق آتش فشان
که از گردشان خیره شد آفتاب
بدشتی که او را چر نچی است نام
همه نهصد و پنجه و سه هزار
چو خیلی که گردد زسیلی روان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
