Machine transcription
۱۰۹
حواجه میر خان پسر ملای فوق الذکر اطلاع میداد که وی در آینده
برای فروش غله جات حاضر نخواهد بود چه روحانیون در دهات گردش
و اهالی را از كمك وفروش هر گونه اجناس به فرنگی ها منع واضافه مینمود
که بعد از عودت انگلیس وی نیز مجبور خواهد بود افغانستان را ترك
گوید و تا میر ده به نسبت تجارت غله با ما منفعتی بزرگ داشت حالا نکه
میر مسجدی خان داماد موصوف توانست رول خفار نا کی خویش را در مقابل ما
بازی و بر حسب خواهش خود قصبه را تحت تصرف دشمن در آورد. نا گفته هم نماند
که سلوك خواجه میر خان در مقابل ما نهایت خوب ذهر زمانیکه احتیاج به
غله میداشتیم بعد از ارسال اطلاع مختصر به اخذ آن موفق میشدیم ولی
در نتیجه وی اظهار نمود که قصبات اطراف بی بی مهرو که میتوانست
شش ما همه غله جات وخورا که اردوی انگلیس ها را تهیه نماید ذریعه
افغانها تصاحب وباین وسیله راه فروش آنها مسدود وهكذا خواجه رواش
نیز تحت تصرف سکندر خان در آمده بود.
از طرف شب هفت الی ده بجه آتش باری دشمن در حدود سمت جنوبی
گدام دوام و در مقابل شهر کابل چون ساق از بالا حصار تحت انداخت
قرار داده شد مگر شب مذکور بدون حادثه قابل ذکری سپری گردید در حالیکه
فردای آن هیئتی انتخاب وحیوان های لاغر جهت ذبح مشخص و گوشت
اسپ واشتر تا آنوقت استعمال ومخصوصاً قلب اشتر که نوعیت قلب كاو
را دارد به اشتهای كامل صرف وتناول میگردید لیکن چون من از خوردن
آن احتیاط مینمودم گفته نمیتوانم که ذائقه لطافت آن چطور است.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
