Machine transcription
( )
ه در اغان میمنه ،
عتیق : (برای دلجوئی برادر مجنون خود به طرفش دیده و لبخند ملیحی به
او نثار میکند، بمقابل او شرف زهر خندی کرده و در قطره
اشك از چشمانش فرو میريزد.. عتیق بر خود پیچیده از جا
میخیزد و دست های خود را مالیده میگوید) .
ای خدا ... تو به این جوان رحم کن ، و او را به
مادر پیر ، خانم جوان و دو طفل صغیر ش ببخش .
(دفعتاً مثلیكه چیزی بیادش آمده باشد دور خورده واز دکتور میپرسد) :
دکتور صاحب ! در ان مجلسیکه برادرم خود را با چاقو زده
و خیال انتحار داشت شما حاضر بودید ؟
دکتور : بلی .
عتیق : شما به چشم خود دیدید که او خود را خود به چاقو زد ؟ ...
(قبل از اینکه دکتور جوابی دهد، از گوشهٔ باغ قاسم وارد صحنه میشود.
عتیق از جواب دکتور صرف نظر کرده) میگوید :
واه واه ، اینه قاسم خان نیز در همینجا میباشد، معلوم است که
تمام رفقا به این شفاخانه ، هر کدام به لباسی جمع شده اید .
دکتور : (وارخطایی میگوید) بلی، قاسم هم مریض و تحت تداوی میباشد.
(عتیق به طرف قاسم پیش رفته از دو دستش میگیرد و آورده
عوض خرد به چوکی مینشاند. و خودش پهلوی برادر خو د مینشیند.)
دکتور : (از جای برخاسته) آقای عتیق اینه عوضی برایت دادم.
این اجازه بده چیزی کارهای ضروری دارم که
در وقتش باید انجام شود .
(دکتور از صحنه خارج میشود)
عتیق : قاسم جان ، چطور هستید ، چه ناخوشی دارید؟
قاسم : (دست به گردن برده) در گردنم چیلی برامده و زیر عملیات میباشم...
عتیق : چقدر وقت است ؟
قاسم : تقریباً هشت ماه میشود ....
عتیق : از مریضی لالا یم نیز تقریباً هشت یا نه ماه میشود معلوم است که
هر دوی شما یکجا زخم خورده اید ؟
قاسم : (وارخطا) نه صاحب من زخم نخورده ام ...
عتیق : (خنده کنان) ببخشید خدا نکند. چطور درد و یا تکلیفی عاید نیست ؟
قاسم : بسیار زحمت دیدم مخصوصاً بعداز عملیات دوم اضطراب زیادی کشیدم.
عتیق : چطور ؟ بعد از عملیات دوم ، زخم شما دوباره اوت کرده بود ؟
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
