Machine transcription
سروری کابلی
میر غلام علی آزاد مینویسد که عالم بیگ نام دارد بكلمات رنگینش گلدستۀ سروریست و خیالات
دلنشینش سرمایه حضوری در اردوی جهانگیری بسر میبرد و در زمره خوش خیالان میریست
نهال فکرش باین رعنائی می بالد
من مست ساقیم نشناسم شراب را بلبل نیازمند نباشد گلاب را
عذر دست تهی است خلق کریم میوه بید سایه بید است
لطف و دشنام تو تسکین دل بهت است آتش از آب چه گرم و چه خنک خاموش است
در رقص دست و پازدن اختراع است چون نبض زیر پوست طپیدن سماع است
تو در کنار من و من زشوق میمیرم مگر کنار من از من هزار فرسنگ است
شب وصل است لب از بوسه ندارم شیرین همچو درویش که عید آید و حلوا نخورد
آنم اگر بسوزی خاکسترم نه بینی از من گرت حیا کم نبود عجب نباشد
نفس بستم ولی از رنگ و بو راز می آید فغان زین پرده کز وی نغمه آواز می آید
زبان پند گو کند است در عشق که نتوان کشت آتش را بشمشیر
از لب لعلش خط زنگارگون آمد برون حیرتی دارم کز آتش سبزه چون آمد برون
سرشکی کابلی
واله داغستانی صاحب ریاض الشعرا مینگارد که سرشک اثر غریبی دارد زیرا که اشک
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
