Machine transcription
۵۸
و مشهور شعر و سخن با حافظ خان محمد معروف با فتخار الشعرا همينبوده از جمله معاصر
صدیق حسن خان بوده که در اواخر قرن سیزدهم میزیسته - تذکره روز روشن از
تالیفات ادبی اوست که در گیتی یادگار گذاشته از اشعار اوست. س
بوسه از لب بخش و درمان کن مرا
زنده جاوید جانان کن مرا
چند بر رو برقع زلف سیاه
ساعتی بر گیر و حیران کن مرا
نجل ای بسمل زما و من بیا
رستگار از بند رندان کن مرا
سرموی ززلف او بیک عالم نمی ارزد
بجانی چون توانم کرد این پرسود سودا را
دم سردم بدلهای نکویان در نمیگرد
چه حاصل آنکه آهم میشگافد سنگ خارا را
بود گنگ و جمن جوی ز بحر چشم زار ما
چه طوفانی بپا دارد دو عین اشکبار ما
برای عالم جان است میگویم که ایمان است
جمال عالم آرای بت زیبا نگار ما
ملاحت می تراود گل از سوز بیان تو
که شور صد نمکدان زد بزخم دلفگار ما
منم نشانه تیر بلای دورانی
منم مجسم اندوه و پاس و حیرانی
اگر بهشت بزخم غیر جلوه تست
حرام باد بمن کو خود است زندانم
ز ترک چشم تو سنبل غرامتی دارم
که برد با نگهی نقد دین و ایمانم
تائب کابلی
صاحب تذکره روز روشن مینگارد که تائب انصاری کابلی از ادانه بوسعت مشرب
در ملک هند بسر می برد و با وجود کم علمی شعر خوب میگفت - س
دورست اگر بخم خاک غم بسر بکنیم
ز دست عشق تو ای نازنین سپر بکنیم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
