Machine transcription
۱۱۸
چه وصف چشمه سارش را کنم من که وصفش همچو آبش هست روشن
فواکه انچه دل را هست مطلوب شود پیدا لطیف و نازك و خوب
ز شیرینی و ترشی هر چه خواهی ز هر نوعش شود پیدا کما هی
چه ترشی وصف او هر کس کند گوش شود صفر از سر خواب فراموش
کنم چون وصف شیرینیش بنیاد کسی کو بشنود گردد چو فرهاد
چو خوانش گردد از هر جنس نادر شود بی کیف و کم فی الحال حاضر
بود سکان این شهر دل آرای نکو خُلق ونکو خُلق و نکو رای
فهیم و عاقل و خوش طبع و فاضل ظریف و مقبل و مطبوع و کامل
چه شهر و برزنش چه کوه و صحرا سراسر روح بخش و رونق افزا
غرض شهریست مستغنی ز اوصاف همه خیرش خواند ورد و از صاف
خداوندا نگهدار از زوالش بحق محفوظ از عین الکمالش
خصوصاً پایتخت شهر باریست زمین تمکین شه گردون مدار یست
شعارش قوت اسلام دین است ادام الله شهباز امیشه این هست
شکوهش با فلک گردیده همسر ز قهرش خصم در خون پای تا سر
بکار دین و دنیا بس دلیر است بروز حرب و هیجا همچو شیر است
همه اقوال و افعالش موافق بصدق و راستی چون صبح صادق
چو ناید در قلم حد ثنایش سخن را ختم سازم بر دعایش
الهی تا جهان آباد باشد صحیح و خرم و دل شاد باشد
شود هر هفته و روز و مه سال زیاده عز و جاه و مجد و اقبال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
