Machine transcription
- ١٠ -
جگرها یش مملو از مکر و بهای سل است يك کمی مرحمت يك کمی
التفات نخواهی کرد.
حال ندارم گریه مکن ... ! بيك بیچاره که در حال احتضار
است اگر کمی اثر رحم و شفقت نشان ندهی فردا گلهای وحشی
که محصول فلاکت جسم مسلول منند در روی قبرم باز خواهند شد
وانشاءالله بتو و تمام خوشگلی تو يك خنده استهزا پرست خواهند کرد.
نثر فوق عاری است چه فقره های آن ساده و از ترجیز و تسجیع
خالی باشد بیشتر نثر متوسطین و متأخرین مسجع و دارای دو فقره
باشد متحد در معنی ولی امروز نثر مسجع متروك گردیده هر چه
مینویسند نثر عاری است .
زمستان
نمیتواند چرا عالم افسرده است گلستان چرا پژمرده
مینماید . آب چرا اداهای خنك میکند صدای آبشار چرا حزين
بگوش می آید فواره چرا سر نگون گشته ؛ هوای باغ خوش
نمی آید و تماشای چمن مزه ندارد همین دل میخواهد بکنجی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
