BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 981

Page 981

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 981 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی جلد ثانی ( ۳۸۸ ) حسن سیرت عمر رضی نسبت این قصه را بعمر بن سعید داده و گفت چون عمیر بن سعید امیر حمص بنزد عمر رضی الله عنها آمد عمر فرمود چیست همراه تو از دنیا فرمود عصای من که تکیه میکنم بران و مار را بدان میکشم اگر ملاقات شوم او را و انبان همراه من است که طعام خود را در میان او می افگنم و کاسۀ من همراه من است که در میان او طعام میخورم و سر خود را و جامه خود را در ان می شویم و به همراه من ظرفی است که آب اشامیدن و وضو بجهته نماز درانست و هر چیز که بعد ازین بماند دنیا باشد تابع اینهاست حضرت عمر فرمود راست گفتی رحم کند خدا وند ترا چنین بودیم مرا وقت خلافت عمر ابن الخطاب رضی الله عنه بعضی از عاملان عمر رضی الله عنه در درهم از بیت المال گرفته خانه بنا نمود شخص بجهته قضاء حاجت چون خبر بعمر رسید غزل نمود و فرمود که موضع نیافتی که قضاء حاجت نمائی کمال بیت المال را در خانه قضاء حاجت مصرف مینمائی و چون حضرت عمر رضی الله عنه عامل مقرر مینمود مال عامل را نوشته میکرد تا مال او معلوم شود و امر میکرد عاملان خود را چون زمانی از امارت ایشان میگذشت که بنویسند مال های خود را نصف مال ایشان را میگرفت و در بیت المال مسلمین می نهاد از جهته احتیاط و خلاصی ذمه ایشان و عاملان در این شروط راضی بودند و این امر را بر خود مهربانی میدانستند از جناب عمر رضی الله عنه در روایت آمده است بعضی علماء که عمر رضی الله عنه فرمود تامی مال اعمال استخفاف مینمود و نصف آن کافی است عامل اسلیت بعمل ایشان مقدریه نصف نمود بطریق احتیاط و از جمله عاملان و مسلمان ذی پرید این مقرر بود مردی داخل شد دید که خمیر میکند گفت این چه کار است یا ابا عبدالله فرمود خادم خود را جهته شغلی فرستادم بد میدانم اینکه او را بدو کار امر بفرمایم و لباس پشمینه می پوشید و حمار را بدون پالان سوار میشد ونان جوین میخورد و عابد وزاهد بود وقتیکه محتضر گردید میگریست و میفرمود که شنیدم رسول خداصاله در حجرة عقبه یعنی کوہی است که گذشته نمیتواند از ان مگر سبک گیرندگان می بینم همین سنگها مرا نظر کردند نیافتند در خانه او مگر کا سه چوبین و مطهره و کوزه و از جمله عاملان حضرت عمر رضی الله عنه ابو عبید ابن جراح که برشام بر جمیع لشکرها مقرر بود لباس پشمینه می پوشید و طعام های درشت می خورد پس عیب گرفته شد مردی و گفته شد که تو در شامی و بطرف ما دشمن هاست تو تنپر ده از هیئت کار خود را اصلاح کردان مرد درشت

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 981. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/981 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/981
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record