Machine transcription
فتوحات اسلامی جلد ثانی (۳۸۴) در سیرت حضرت عمر رضی الله تعالی عنه
و مردمان جمع گردیدند حضرت عمر فرمود چه عیب میکردید گفتند
بیرون نمیشود از خانه خود تا روز بلند نشود حضرت عمر فرمود چه
میگوئی یا سعید فرمود یا امیرالمؤمنین نیست اهل خانه مرا
خادمی تا آرد خانه خود را خمیر میکنم و پخته میکنم بعد از ان وضو
میکنم و بیرون میشوم بسوی ایشان گفت ای مردمان دیگر
چه شکوه دارید و چه عیب میگیرید گفتند اجابت نمیکند بشب گفت
چه میگوئی یا سعید فرمود که مکروه میداشتم ذکر کردن عمل شب
را بدرستیکه شب را مخصوص به جهت پروردگار گردانیده بودم
و روز را برای ایشان گفت چه عیب میگیرید گفتند در هر ماه
یکروز بیرون نمیشود سعید فرمود آری خادم ندارم جامه خود
را می شویم تا خشک می شود حضرت عمر رضی الله
عنه فرمود حمد با دمر خداوند را که ضائع نگرد فراست و دانایی مرا
درباره تو بعد از ان فرمود یا اهل حمص چه میفرمائید گفتند
ما نمیخواهیم غیر او را باقی گذار او را بر ما یان یا امیرالمؤمنین
فرمود وصیت کنید با و خیر ونیکوئی را بعد از ان عمر رضی الله
عنه هزار دینار برای سعید فرستاد که یاری بخواه باهل خود به
همین دینار یا عیال سعید فریاد کر بی بیازگر دان خدا وند ما را
از خدمت تو سعید فرمود آیا ندینم دینارها را بکسی که در وقتی
که محتاج تر باشیم نیاورد لفظی در روز قیامت عیال
او گفت چرا ندهی بعد از ان دینارها کور بین همیانی با نمود و
بدست کسی که بروی اعتماد داشت داد و فرمود که این همیانی
را به فلان بده و این همیان را به یتیم آل فلان و این
همیان را به مساکین آل فلان هر چیزے اندک باقی
باقی ماند داد بدست عیال خود و فرمود این را نفقه کن و
باز که سعید به خدمت خود عیال وی فرمود چرا نفرستادی
ازین دنانیر که خریده شود خادمی براے مانز نمود که
زودست که بیاید ترا محتاج تردفتی که احتیاج داشته
باشی یعنی روز قیامت بعضی این قصه را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
