Machine transcription
فتوحات اسلامی (۶۸) فتح مصر و اسکندریه
و فتح بابالیون هفت ماه طول انجامید و بقول ابن عبد الحکم یکماه بود و گفته که جماعتی
از بزرگان و اشراف قبطی و امیرشان مقوقس که در باب الیون بودند چون استقامت
و حرص مسلمانان را در فتح حصار دیدند ترسیده از باب القصر القبلى خارج گردیدند و جمعیتی
از ایشان همراه امریطب به میکردند آن ها به جزیره ملحق شدند حکم نمودند تا که پل را قطع نمایند
امریطب عبور نکرده ماند بعد از مقوقس اعرج هم از ترس مسلمانان بکشتی که مربوطه آن حصار
بود سوار شده همرء اشراف قوم خود به ملک مقوقس ملحق شد در نیوقت مقوقس رسولان
خدمت عمرو ابن العاص فرستاد و آنها آمده بدین قسم بیانات نمودند که شما قومی
هستید که مدتی میباشد در بلاد ما داخل شده برقتال الحاح نمودید و توقف مطول میاورید
پادشاه روم برای قتال شما لشکری عظیمی مجهز نموده که همه دارای اسلحه و الات میباشند
و عده شما قلیل است از یکطرف دریای نیل سبر شار امد و د ساخته حقیقتا شما ها محبوسینید
و دست ما لہٰذا شما اشخاص صاحب راء خود را بجانب ما بفرستید که با ایشان مشوره
نموده شاید امری بر بین پیدا شود که منفعت جانین باشد و اگر چنین نکنند پشیمان
خواهید شد و لشکر روم شما غالی خواهند گشت چون رسولان مقوقس نزد امیر
مسلمانان آمده رسالت خود را گفتند عمر و ایشان او در وز محبوس ساختند تا که ذ طرف
انمدت حمیت و غیرت مسلمانان را دیده برای ملک و قوم خود خبر دهند مقوقس از نیامدن
رسولان خود پریشان گشته گفت رسولان ما را بندی نمودند یا اینکه گشتهند و این
در دین و آئین شان است عمرو بعد از دو روز آن رسولان را رها ساخته به مقوقس
چنین پیغام فرستاد که در هر صورت باید یکی ازین سه چیز را بپذیرید (۱) اسلام
آورده با ما برادران گردید (۲) اگر مسلمان نمی شوید جزیه بدهید تا که در نزد ما ذلیل
و اهل ذمت باشید و اگر یکی از ین و امر را قبول دار نمی شوید برای جنگ محیا باشید
و خداوند خیر الحاکمین است وقتی که رسولان برگشتند مقوقس از ایشان سوال نمود که همرا
در چه حال دیدید رسولان جواب دادند قومی را دیدیم که مرگ را دوست تر میداشتند
از حیات تواضع را بهتر میگفتند از سربلندی کسی از ایشان بدنیا رغبت نداشت
و غم دنیا را هم نمیخوردند در روی زمین می نشستند و بد و وزانو طعام میخوردند امیر شان
ممتاز نبود فقیر و غنی و ضیع و شریف در بین شان نمی شد و نیز مولی از غلام تفاوت نداشت
و در هر امری که امیرشان حاضر می شد مخالفت نمی نمودند و دستها و پای ها در دهنها خود را
می شستند نماز را به کمال خضوع ادا میساختند ملک مقوقس چون این بیانات رسانی
لفت سوگند به آن کسی که به او قسم میخورند که این قوم اگر بکوه هجوم بیاورند کوه را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
