Machine transcription
غزوات اسلامی جلد ثانی (۱۹۶) ولایت سلطان محمود اول
نموده و نماز بران خوانده دفن نمودند و هم گفتند که ما بمرگ صدر
اعظم و کتخد ا کاری نداشتیم آن را ازنده میخواستیم که مظالم را از نزد
شان بستانیم بعد ازین مسئله از سلطان انکار نمودند که سلطان ہم سلطنت
پسر خود سلیمان را برای شان عرضه نمود و ایشان آنرا هم قبول نکردند
سلطان و باقی اہل حل و عقد دیدند که این اتش گل نمیشود ناچار شده رفتند
و سلطان محمود را از حبس آورده بتخت نشانیدند و به سپاه
پیغام نمودند که حال مقصد شما برآمد بروید و بجهادئی پای خود آرام
بگیرید سپاه قبول نکرده عزل و تبدیل بعضی منصب دار ها را با قتل بعضی
نفری و فرار نمودن بعضی ع را خواہش نمودند این مطالب شان
نیز ایفا شده سلطان محمود از یشان خواہش نمود که میدان را رها کنند
و باز این عساکر میدان را رها نکرده قیام داشتند درین دفعه شیخ
الاسلام نزد شان پیغام فرستاده گفت که اگر ازین پیش قیام نمودید
یقین میپند که بیرق نبوی صلی اللہ علیہ سلم را بیرون میکشیم و بر خلاف شما
فتوی داد جهاد میکنیم بعد ازین سپاه متفرق شده و همینکه
امیر این جمعیت را خوا هش نمودند از ان خبر و اثری نیافتند
وندا نستند که کجا رفته است بعد از ان سلطنت بر اسلطان
محمود اول استقرار یافته و او امر آن در تمام ممالک در شد شهر ها را
تزئین نمودند در ماده تاریخ این آیه شریفه را تحریر نموده اند
فاعتبروا یا اولی الابصار
جنگ با عجم ها
و چند سال در مدت سلطان محمود در بین آن و المان و روس
و همچنین بین آنها بران جنگ ها اتفاق افتاد.
جنگ با عجم ها
عجم ہا سبیتا مجز نموده بر حصه هائیکه بدست عثمانی بود غارت نموده
تصرف نمودند و بغداد را نیز تحت محاصره گرفتند سلطان محمود
در سنه ۱۱۴۶ سپاهی مردانه نموده عجم را از محاصره دور کرده آنها را
پراگنده نموده جمعیت بسیاری از آنها بکشت و یک حصه را بعساکر
دولت بطرف کردستان برای انیکه آن را از دست عجم ها خلاص کنند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
