BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 767

Page 767

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 767 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی جلد ثانی (۱۴) استیلای عجم بار دیگر بغداد آن بود که آنرا مخالفت شاه ایران بسازد بگر مذکور هم بدین سخن خوش خود را بمقصد خود کامیاب دیده نفری شاه عجم را بقتل رسانیده و سرهای شانرا بکنگره های شهر آویزان نمود و نیز عمار شاه را پامال نموده بمحافظ پاشا آدم فرستاده ازان لشکر نمود شاه عجم که ازین واقعه مطلع شد با لشکر زیادی شخصا بطرف بغداد آمده از بگر مذکور خواهش تسلیم شهر را نمود بگر قبول نکرده گفت که اگر ده شاه - مانند شاه عباس با سپاه خود بیاید بغداد را از دست من گرفته نمیتواند لشکر شاه عباس هم واصل شده و شهر را احاطه نمودند بگر مذکور از درون شهر حکم قزتوپ ها را داده و جنگ شروع شد بگر بمحافظ پاشا اطلاع داده وازان کمک خواست حافظ پاشا هم بیک فرقه عسکری را با کوحسین پاشا روانه نموده و اینها در موضع کروان سرای نزول نمودند و چون عجم ها از آمدن فوج عثمانی با خبر شدند بنای فریب دادن را گذاشته به کوحسین نوشتند که میخواهیم در خصوص صلح با شما گفتگو نمائیم کوحسین با روسای عسکر خود بطرف انجا رهسپار شده و در بین راه یک جماعة سیاه عجم که در راهش کمین نموده بودند بر آنها حمله نمود و ایشانرا کشته سرهای شانرا بعوض خون آن عجم هائی که بگر د بغداد کشته بودند نزد شاه حاضر نمودند حصار در بغداد سه ماه طول کشیده و مردم شهر از گرسنگی شکوة نمودند و حصار بدرجه شدت کرد که آدمی با همدیگر خود را میخوردند و بعضی با عجم راز شهر بیرون شده بلشکر عجم ها میرفتند بگر صوباش پسری داشت که در خیانت مانند پدر بود شاه عباس نزد آن قاصد فرستاده و او را بوعده ولایت بغداد داده از ان خواهش نمود که بغفلت پدر خود دروازه بروی عسکر ایران باز بند و این پسر شقیا که خلف محمد نام داشت به محافظ شهر بود در شب آینده دروازه ها را بروی لشکر ایران باز نموده و ایرانیها با غلغله و غوغا داخل شهر شده بر مناره ها بالا شده اذان دادند که شاه عباس شهر را گرفت مردم مطمئن باشند و یکدسته نفری بطرف بگرصوباش رفته و آنرا که قبلا از آوازشان بطوریکه مذکور از خواب پرون شده بود با توپ های شان نزد شاه حاضر نمودند و چون بحضور رسید که پسرش باقوام نزد شاه نشسته و بنای سرزنش پدر را گذاشته او را بر خیانتی که بشاه نموده بود ملامت مینمود شاه هم امر نموده و اموال پدر را به پسر تسلیم کردند و بعد بگر را در قفس آهنی نموده پسرش را محافظ آن قرار دادند و در روز هفتم این قفس را در یک احاطه آتش گذاشته او را تعذیب می نمودند که اموال مدفونه خود را نشان دید و بعد قفس را از انجا گرفته در

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 767. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/767 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/767
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record