Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۴۹)
بیان فتح حمص بعلبک غیره
بیان فتح حمص و بعلبک وغیره
مسلمانان بعد از فتح مرج بطرف حمص عطف توجه نموده تا اینکه بر اطراف دیوارهای حمص منزل گزیدند و برای اهالی آن مقاتله را آغاز نمودند مسلمانان درین حین از صبح تا شام مشغول محاربه بودند در ان ایام سرما شدت نموده بود مدت محاصره بطول انجامیده هر فین اہل روم خبر فرستاد و عده امداد نمود تمام نفری جزیره را امر تجهیز داد و برفتن حمص و امداد اهالی آن امر نمود مردم جزیره بطرف حمص دوان گردیدند تا که مسلمانان را از فتح حمص ممانعت نمایند درین وقت سعد بن ابی وقاص سریه را از عراق بطرف هیت سوق داد بیت را محاصره نمود و بعضی مسلمانان به قرقیسا رفتند بنا بران اهالی روم متفرق گشته از امداد اہل روم صرف نظر نمودند اهل حمص با یکدگر مسا ختند که در حفاظت صیانت شهر خود بکوشید زیرا که عرب پا برهنه اند از شدت سرما پاهایشان قطع میگردد ولی حرارت مردانه گی چنان در وجود شان سیلون و جریان داشت که تا اختتام فتح سر انگشتی از ایشان صدمه نرسید و قدم های رومیان قطع گردید وقتیکه هوای برودت تمامی مستان گذشت شیخی از اهل روم نزد اهالی حمص رفته ایشان را به صلح مسلمین دعوت نمود لیکن آنها قبول نکرده مقاومت نمودند باز شیخی دیگری ایشان را بمصالحه مسلمین توصیه نمود اجابت نمودند بنا بران مسلمانان مقاتله را آغاز نموده چنان تکبیری با داز بلند گفتند که اکثر یہ از منازل حمص منہدم گردید باز دفعه ثانی تکبیر گفتند ایندفعه از تموج اصوات مردانه شان دیوارهائی متزلزل شده عمارت شان فرود آمد اہل حمص از مشاهده اینحال بہت احوال خود پریشان و مضطرب گشته از شهر خارج گردیده استدعا صلح نمودند مسلمان حادثه که از صدا تکبیر شان بر آنها وقوع یافته بود مطلع نبوده دعوت شان را اجابت کرده مانند اهل دمشق با ایشان مصالح نمودند ابی عبیده سمط بن اسود کندی را مع بنی معاویه همراهش من مناس بطرف تمن و مقدار را بجانب شی فرستاد و باقی عساکر ظفر ماثر را در داخل شہر حمص امر نزول فرمود ابی عبیده بعد از انکه از امور حمص فراغت یافتند خمس غنایم را بتوسط عبدالله بن مسعود بمدینه منوره خدمت حضرت عمر رضی اللہ عنہ فرستاد حضرت عمر رضی اللہ عنہ مکتوبی بدین عبارت برایش که بر پشت بستر خود یعنی حمص اقامت نموده اقوامی عرب ملک شام را به نزد شهم خود طلب نما و منهم فرستادن عسکر را از جانبی ترک میکنم ابا عبیده بعد از ان عباده بن صامت عوض خود در حمص مقرر نموده خود بطرف حمار رفتند
بعلبک شهر بست
در دمشق بفاصله سه روزه
هیت قریه بیست از قرا
دودان از ناحیه مکان در بادیه
قرقیسیا
شهریست قریب دجله موضع ابداد
که در قرقیسیا نهر خابور در دجله میا
شکین
موضعیست در کوه
شی
موضعیست از نواحی کوه
حماه
شهربگیست قریب
بحرة السلام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
