BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 617

Page 617

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 617 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی جلد ثانی (۲۴) قبضه نمودن تترها بر خوارزم و ویران نمودن آن را با قهر خلیفه بارون الرشید خراب نموده و از ان جا جانب هرات که محکم ترین همه شهر هاست شتافته آنرا ده روز محاصره نموده و اخیرا آن را مالک شده اهالی را امان داده و بعضی را کشته والی خود را در آنجا نهاده بطرف غزنی رفتند جلال الدین پسر خوارزم شاه که فرمانفرمای این دیار بود بمقابل شان برآمده ایشان را شکست داد چنانچه این واقعه را مفصلا بیان میکنیم همینکه اهل هرات ازین واقعه مستحضر شدند بر والی مغول ها شورش نموده و او را کشتند شکستی های تتر ها که نزد چنگیز مراجعت مینمودند در بین راه با کمکی باسی خود که از طرف تتر ها آمده بود ملحق شده این دفعه بقهر و شدّت هرات را بضرب و قتل عام و تاراج را کار فرما شده همه سوانح آنرا بآتش ظلم سوخته بجانب شاه غربت خود چنگیز خان که در طالقان بود و سر تا پا مسخر امسال میفرستاد روانه شدند این بود تباهی خراسان که از ایشان دید و هیچ مهر آن از آفت وحشی ها نجات نیافت و کان فکنه مشخص شد (- قبضه نمودن تتر ها بر خوارزم و ویران نمودن آن) حصه لشکری که چنگیز بطرف خوارزم روانه نموده بود بزرگ ترین حصه های تری محسوب می شد چه ملک خوارزم هم اهمیت بزرگی داشت این ها که بخوارزم رسیدند سپاه بسیاری که در آنجا بود با ایشان بمقابل قیام نموده مردم آن سرزمین که بشجاعت معروف بودند بسیار بشدت که ظهر آن شنیده نشده بود مدافعه نمودند محاصره مدت پنج ماه امتداد کرده از طرفین خصوصا از طرف تتر ها خلق زیادی بقتل رسیدند چه مسلمانان در حصار و تتر ها در میدان بودند تتر ها به تنگ آمده از چنگیز خان مدد خواستند آن غدّار زیادی بانشان روانه نموده ولعری قوت یافته حمله باسی منعقد و بر شهر آورده بیکطرف را مالک شده اهالی شهر هم جمع شده از ایشان دفاع مینمودند و ایشان هم قدم بقدم در شهر پیش رفته بهر جا که میرسیدند مسلمانان حوز دور تر گرد امده دیگر با ایشان می جنگیدند تا اینه نصف شهر کاملا فتح شد و همه اهالی زیر شمشیر گرفته سدند پس از ان تا تاریها همان بندی را که آب جیحون را از شهر منع می نمود باز نموده و آب در شهر در آمده شهر را مانند در یا پر آب نمود و هیچ شخصی را در شهر نگذاشت در شهر های دیگر اگر چه قتل عام می شد باز هم ممکن بود بعضی خود را پنهان کنند و یا فرار نمایند و یا خود را در بین کشتگان بیندازند مگر درین شهر که آب به نیزه ها از سر شهر بلند شده بود و همه شهر را خراب نموده بود ممکن نبود ذی حیاتی در آن باقی ماند انّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیهِ رَاجِعُون علامه ابن اثیر میگوید مثل این واقعات در زمانه های سابق و لاحق شنیده

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 617. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/617 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/617
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record