BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 530

Page 530

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 530 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۵۱۷) ذکر مالک گردیدن فرنگیان بشهر عکا چون کار را قطع میکردند پرقهای خود را حرکت میدادند چون مسلمانان این حال را دیدند بگریه و اندوه آواز ها بلند نمودند و از چهار طرف بالای فرنگیان حمله آوردند که شاید فرنگیان از مسلمانان عکا بدین طرف مشغول گردند و سلطان صلاح الدین در اول لشکر گردیده آنها را محاربه کوشش میفرمود و فرنگیان از خندقهای خود هجوم کرده بطرف شهر میل کردند مسلمانان بخندقهای شان پیش گردید نزدیک شد که بخندقها داخل گردند و شمشیر ها بدبشان فرود آرند که در میان فرنگیان آوازه اینواقعه رسید و پس گردیده مسلمانان را مانع آمدند در مقابله شهریان همینقدر که مقاتله شان کفایت کند باز گذشتند چون این خطوب را دید که سلطان صلاح الدین قادر بر نفع شان نیست و ضرر را هم از ایشان دفع کرده نمیتواند پیش فرنگیان رفت و بدیشان تسلیم شهر را مقرر نمود که اهل شهر تمامی موال و طرح خود بیرون کنند و بعوض این بدیشان دو صد هزار دینار بدهد و پانصد اسیر مشهور شانرا رها کند و صلیب الصلبوت را واپس بدیشان بدهد و چهارده هزار دینار به (مرقیس) والی صور بدهد این مصالحه را قبول کردند و بدین قسم سوگند خوردند و مدت گذاشتند که تا مدت دو ماه مال و اسیران حصول گردد بعد که سوگند خوردند شهر را بدیشان تسلیم نمودند سلامت بشهر اندرون شدند بعد از ان که شهر را مالک گردیدند بنای عذر گذاشتند و بر مسلمانان و مالهای شان دست درازی کردند و مسلمانانرا بندی کردند و بمردم اظهار داشتند که این معامله را پیش نمودیم تا آنچه وعده کرده اند برسانند و با سلطان صلاح الدین مراسله نمودند که مالها و اسیران و صلیب را که وعده کردید روانه نمائید تا مسلمانان شهر را رها کنیم بعد سلطان بکار کردن مال شروع نمود چون صد هزار دینار جمع آمده امیران را جمع نمود با ایشان مشورت کرد امیران مشورت دادند که هیچ روانه نمی کنیم تا اینکه دوم مرتبه سوگند خورند که مسلمانان شهر را رهائی دهند و طایفه (داویه) را بمانضا من بدهند (داویه) جمعی فرنگیان بودند که وفای عهد شان معلوم بود بعد سلطان صلاح الدین بقمس مشورت امیران بدیشان مراسله فرستاد مردم داویه گفتند ما نه سوگند میخوریم و نه ضامن میشویم سبب اینکه از عذر فرنگیان متجر سیم و پادشاهان فرنگ گفتند چون مال جمع شدگی و اسیران و صلیب را فرستاده تسلیم نمائید اما مسلمانانی که محبس ها میباشند باختیار ما میباشد در ینوقت سلطان صلاح الدین دانست که فرنگیان عزیمت بر عذر و فریب دارد چیزی روانه نمود و بطریق سابق بدیشان نامه فرستاد و گفت همین مال و اسیران و صلیب را تسلیم

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 530. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/530 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/530
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record