BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 497

Page 497

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 497 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۴۸۴) فتح غزه چند قلعه حصون داشت فرود آمد و منجنیق‌ها را بر آن نصب کردند و شروع بزدن نمودند و کس فرستاد نزد پسر خود ظاهر که والی حلب بود پس فرود آمد ظاهر بر مکانی که تنگ بود از وادی بیجان بر پا نمود منجنیق‌ها را و دید از آنجا قلعه را همراه او بسیاری از مردان پهلوان حلب بودند که در شجاعت و تیراندازی شهرت داشتند تیراندازی از کمان‌های دست و تیغ یا وغیره دوام داشت اگر کسانیکه در قلعه بود هر چند مقاتله بر آمده اظهار شجاعت و جلادت می‌نمودند که مسلمانان یکبار حمله بردند و شاخه از کوه در پس سنگها خود را پنهان داشته تا رسیدند و قلعه از سر دیوار گذشتند و مالک شدند و غنیمت گرفتند آنچه از گاوان و چهار پایان و دگر ذخائر بود نگهداری کردند فرنگیان خشک حصه از قلعه مسلمانان همراه شان مقاتله نمودند پس ندا کردند و امان خواستند سلطان اجابت نکرد پس اینها هم بر نفسهای خود ماند کرد و بیت المقدس چیزی مقرر نمودند و قلعه را تسلیم نمودند و تفرق نمود سلطان قلعه را و سپرد آن قلعه را با میری که آن را ناصر الدین میگفتند پس محکم و استوار گردانید تا اینکه محکم ترین قلعه‌ها گردید. ذکر فتح علاقن جند قلعه‌ها باقنون حصاریست بساحل شام خالی از جهاد اعمال طرطوش ۱۲ غیاث حصنی بلکا ہر حصاریت بفاسی حصاریست از اعمال مصر نو قفد ایت بین طابلس و بر طوسیه ۱۲ حجم هر گاه مسلمانان بملک شدند صیون را متفرق شدند در آن نواحی پس مالک شدند قلعه (بلاطنوش) و قلعه حصن العبد و حصن بحا هیر را پس فراهم پیدا آند مملکت اسلامیه بهمان ناحیه دار السلطان صلاح الدین سوم جمادی الآخر. بهمون رحلت کرده بقلعه بکاس فرود آمد دید که فرنگیان آنرا خالی گذاشته بقلعه شغر رفته اند پس قلعه بکاس را بدون مقاتله مالک شد و بسوی قلعه شغر پیش آمد و حالیکه این هر دو قلعه براه هموار در آسان روشن بسوی لاذقیه و جبله و شهرهائی را که سلطان فتح کرده بود از بلاد شام اسلامیه بود پس هر گاه فرود آمد قلعه شغر را دید آن قلعه را بسیار بلند و محکم که هدف نمی‌شد واحدی برای از راره یا بدان نمی‌رسید امر نمود بکار زار کردن و بر پا کردن منجنیق ها پس بر پا کردند و زود از سنگهای منجنیق چیزی بقلعه نمی‌رسید مگر اندکی که اذیت نمی‌رسانید پس مسلمانان چند روز در آنجا ماندند و از تصرف شدن طمع شان قطع گردید و اہل آن قلعه اهتمام بمقاتله نمی‌ کردند زیرا که از ضرر ایمن بودند و از نزول بلائی ترسیدند پس روزی صلاح الدین نشست و اصحاب نزد او جمع بودند در آن قلعه و بلای رسیدن آن سخن میکردند

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 497. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/497 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/497
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record