Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۴۳)
مارکیشن فرنگ شهر بروح دفعتاً
در باب تسلیم نمودن جبیل بشرط رها کردن وی گفتگو نموده بود سلطان صلاح الدین
باین فقره دلالت حکم نمود که ویرا بیاورند آن امقید حاضر نمودند درین هنگام
لشکریان به بیروت بودند و آن والی قلعه را تسلیم نمود و از مسلمانان آنچه در شهر
بودند رها کرد خود والی را سلطان موصوف بنا بشرط نچودر با فرمود و این
والی که صاحب جبیل بود از عیان فرنگ و از جمله صاحب داهی و مکار د شریر بود
که بائع شرارت مشان ده میشد و برای مسلمانان دشمنی خبیثه سعی دیگر که
رها کردن آن باعث ضعف و سستی مسلمانان بود چنانچه بعد ازین بتفصیل
بیان خواهد شد اشار عه هرگاه به تصرف آورد ملک صلاح الدین شهر بیروت
و جبیل و غیره را امر عسقلان و قدس و نزد او به چند سبب خیلی لازم و اہم
بود اول اینکه این و شهر در بین راه مصر و شام واقع بودند سلطا نمو صوف
میخواست که ولایات بهم پیوست شود تا انیکه شیر و ملخ و حوال لشکریان
بطریق سهل میسر شود دیگر ایکه در فتح قدس اند ذکر حسیل و آوازه بزرگ است دیگر
غرض که داشت پس از بیروت بجانب عسقلان حرکت نمود و با برادر خود سیف الدین
که مشهور به عادل بود همراه لشکریان و انچه همراه از لشکر مصر بود پیوست
و فرود آمدند عسقلان را روز یکشنبه شانزدهم جمادی الثانی و حاضر نمود
سلطان صلاح الدین پادشاه فرنگیان را که در مقدمه طبریه اسیر شده بود
و آن ابدشت فرستاده بود و همراه او مقدم الدا و یه یعنی رئیس بیابان
بود و گفت با آنها اگر بلا در امن تسلیم نمایند فرنگیان قبول نکردند و بدترین جوابی
بانها رد کردند که از جوب آن ناخوشی آمدنیشان را چون سلطان دید خشم شده
و کوششی مقاتله شهر نمود و منجنیق ها برن ایستاده کرد و حمله ها پي در پي
برد و پیش فرستاد نقب کننده گان را که سوراخ نمایند دیوار شهر را
و چیزی را نقب نمودند و ملک شان همه وقت با ن امر مراسلات میفرستاد
که شهر را تسلیم نمایند و اشاره کرد و وعده نمود ایشانرا براینکه هرگاه شما شهر را
تسلیم کردید و من از قید رها شدم شهرهای مسلمانان را انتش می افروزم
و کمک میخواهم از فرنگیان از طرف دریا و می طلبم سواران و پیادگان از قصی
بلاد فرنگ هر چند اصرار نمود اهل شهر گفته ملک را قبول نکردند و نشنیدن چون
دیدند که هر روز سستی و خواری شان زیاد میشد هر گاه یکی از ایشان کشته
شدی عوض آن موجود نمی شد و نه برآشان کمک که بانتظار داشتند میرسید
در تسلیم شدن
شهر جبیل
و رفتن به بیروت
و از انجا بجانب عسقلان و قدس ۱۲
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
