Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۴۱۳)
فتح مهدیه
در اموال و عیال ایشان اراد و مال و املاک شان مناصفه باشد و والی شهر خود تمام اهل و عیال را از شهر
بیرون کرد و با امر شان بقسیم استقرار یافت و شهر را تسلیم نمودند و هر یکی لشکریان
از دخول شهر مانع میگردید و ی را فراگرفته نزد وی میفرستادند چند نفر اشخاص امین
فرستاد تا مالهای شان را قسمت نماید و سه شبانه روز اقامت نمود و بر یهودیان
و نصاری که آنجا بودند اسلام عرضه نمود هر یک که اسلام آورد سلامت ماند و هرکدام
که از اسلام امتناع نمود کشته شد و اهالی تونس هرکدام که کرا به نصف حویلی خود باده
میدادند اقامت مینمودند عبدالمومن بطرف مهدیه روانه گردید و اسطول به محاذی وی
در دریا میرفت تا اینکه هجدهم ماه رجب به مهدیه رسیدند و پادشاه زادگان فرنگیان
و سوارکاران اور در آنجا بودند و شهر زویله را نیز خالی ساخته بودند از زویله تا مهدیه
مقدار یک تیرانداز بود عبدالمومن در زویله داخل گردید و زویله را لشکریان
و بازار یان و دکان داران ملو نمود شهر زویله در ظرف یکساعت آباد و معمور
گردید و هر یک از لشکریان که بشهر جای نمی یافت به بیرون شهر منزل میگرفت
واز صنهاجه و عربان واهالی شهرها اینقدر آمدند که از شمار وحساب بیرون گردید
بعد متوجه مهدیه گردیده چند روز مقاتله نمودند کامیاب نگردیدند چونکه بسیار
شهر محکم و دیوارهای آن قوی و موضع مقاتله آن بسیار اندک بود بسبب انکه
دریا اکثر آن را احاطه داشت و شهر سان کف مردی در یا بود و یکبازوی شهر به
بیابان اتصال اشت و اول کسی که شهر مهدیه را بنا نموده بود خندقرا میان الاوران
خود را بیرون نموده با طرف لشکریان سید بعضی را تلف میکردند و بشتاب بمواضع خود
واپس میرفتند عبدالمومن حکم نمود که بطرف غربی شهر دیواری بنا نمایند تا ایشان را از خروج
منع نماید و اسطول در دریا بشهر احاطه نمود روزی عبدالمومن مرزوق را که همراه حسن
بن علی که سابق والی شهر مهدیه بود نشسته گشت دریا میکرد استحکام زیاده آن شهر را دید
معلوم وی گردید که این شهر بمقاتله برا و بحر فتح نمیگردد غیر انیکه محاصره را مدت در از نماند
حسن خطاب نموده گفت چه باعث گردید که ایچنین جای محکم را ترک داده آمدی
گفت چند سبب بود نغزی معتمد به من بسیار کم بود و طعمه و خیره هم نداشتیم و تقدیر
خداوند هم بدین رفته بود عبدالمومن گفت راست گفتی و اند در یا عودت نموده حکم
بجمع کردن غله و طعمه بسیار نمود و مقاتله را ترک داد و باندک زمانی غله و اطعمه
در لشکر اینقدر جمع گردید که بمقدار دو کوه گندم و جو پدیدار میگردید هر کدام نغزی
که از دور باردوی لشکر میرسید میگفت که این کوهها از کجا پیدا در شده است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
