Machine transcription
طليطلة
ذکر وقایعات بعد از غلبه تسخیر این
(۳۹۴)
فتوحات اسلامی
بمسلمانان باقی بماند و بهمراه فرستاده اذقونش در نزد معتمد جماعتی از نصاری متابعان اذقونش
بودند عده انها تقریباً پنصد سوار میشد و چون در نزد معتمد رسیدند معتمد موصوف
رسول مذکور را بمهمانی در نزد خود حسره در آورده جایداد و باقی سوار انرا
متفرق با و طاق و منازل لشکری خود تقسیم نمود و لشکری خود را حکم داد تا اینکه سوار
های نصاری که بهمراه رسول اذقونش آمده بودند همه را بقتل رسانیدند و رسول
مذکور را معتمد در نزد خود چنان طپانچه و مشت بر قفای او زد که هر دو چشم او از کا
سهرش برآمد و سه نفر از همان نصاری در نزد اذقونش سلامت و اپس رفتند و این قصه را برای او
خبر دادند اذقونش چون ازین مضمون واقف شد تجهیز لشکری به سخانب قرطبه بجهته محاصره آنولایت
بود خود او واپس بطلیطله آمد تا در تجهیز و آلات حصار و لشکری بیفزاید و چون خبر باهتمام شهر با همی
معتمد رسید بجهته تدبیر مدافعه این کار بجانب اشبیله روان گردید و مشایخ و علماء
قرطبه این مضمون را شنیدند و بحقیق این ماجرا را نمودند و از قوه افریخ و
ضعف مسلمانها واقف گردید در کو انیحا حال و گذارش احوال ملوک الطوایف
تامل نموده دیدند که همه شان در لذات نفسانی و شهوات حیوانی مستغرق و فرورفته ان
و همیشه با یکدیگر خودها مقاتله و از افریخ در این باب استعانت می نمایند علماء موصوف
بجهته مشاوره و معالجه این کار اجتماع نمودند بعضی گفتند که مردمان افریج در بلاد اندلس غلبه یافتند
و اکثر مواضع را متصرف شده اند واگر این کار بقسمی که می بینم بر قرار بماند البته نصرانیت عود
می نماید چنانچه بود و قوت و شوکت آنها روز افزون میگرد بعد از ان علماء موصوف در نزد قاضی
القضات که در نز دشان بلقب بقاضی الجماعة وسمی بقاضی عبیداله بن محمد بن ادهم بود رفتند و
برای او گفتند که چرا بحال صغار مسلمانها نظر میکنی که بخواری افتاده برای طاغیة جزیه میدهند بعد ازان
که دایما از نزد طاغیة جزیه میگرفتند و ما یان مصلحتی دیدیم که در نزد تو عرض می نمائیم قاضی موصوف
پرسید که آن مصلحت چیست گفتند که مردمانرا یعنی قحط میفرستم که اگر در ولایت مایان حاضر شوند مناصفه
اموال خود و را بایشان حرف مینمائیم و معیت آنها بجهاد فی سبیل الله بیرون می شویم قاضی موصوف در
جواب علماء مدوح گفت که عرب افریقہ اگر بیا ر با یان بیایند بلاد ما یا نزا خراب میکنند و در مانطمع میکنند و ش می
با افریخ یا محاربه میکنند و اموال مایا نرا ربط خود میبرند و ما یا نز ابدون اصلی و اطعیه مانع و اگذار می شوند و در انحال
قوت افریخ بر مایان افزون میگردد و انچه فکر و رای است این است که
اشخاصی که تبعه و وابسته یوسف بن تاشفین پادشاه مراکش بایان نزدیک تراند
از مردمان عرب افریقیه و یوسف بن تاشفین پادشاهیست که وی را ملک
و قوت است در مراکش و فارس و اطراف آن علماء مدوح رای قاضی را
موصوف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
